افزایش سریع شمار کودکان کار در دوره بحران کرونا در ایران و جهان

تحقیقات انجام شده از سوی سازمان ملل متحد نشان داده است که در دوره شیوع بیماری کرونا، در نتیجه فشارهای وارد شده برخانواده های تهیدست کار کودکان به شدت افزایش یافته است. مطابق این تحقیقات پیش از همه‌گیری کرونا در سطح جهان، حدود ۱۵۲ میلیون کودک مشغول کار بوده اند که ۷۳ میلیون نفر از آنان به کارهای خطرناک اشتغال داشتند. اکنون سخن از نزدیک به ۳۰۰ میلیون کودک کار در جهان در میان است. آمارهای سازمان ملل متحد علیرغم تکان دهنده بودن ، به هیچ وجه برای دستیابی به ابعاد واقعی فاجعه قابل اتکاء نیستند. زیرا تحقیق در اینگونه زمینه ها بر آمارها و اطلاعاتی متکی است که از سوی دولتهای عضو این سازمان ارائه می شوند. رژیم جمهوری اسلامی یکی از اینگونه رژیم ها است که شمار کودکان کار در ایران را حدود ۳ میلیون کودک، ذکر می کند. این آمار هم بر اساس شمار کارگاههای کوچک تهیه شده است که در آنها کودکان وسیعا به کار گرفته می شوند. اما آمارهای غیر رسمی با احتساب کودکان کار در خیابانها، در دپوهای تفکیک زباله و غیره، از وجود بیش از ۷ ملیون کودک کار در ایران خبر می دهند. تهیه کنندگان تحقیق سازمان ملل می گویند:

“این نگرانی وجود دارد که دشواری‌های اقتصادی ناشی از شیوع ویروس کرونا باعث فشار بر دولت‌ها برای بازنگری قوانین منع کار کودکان شود یا آنها را وادار کند که در زمینه اجرای آنها تساهل به خرج دهند”. بگذارید به یک نمونه از ” درک این نگرانی” و پاسخ به آن از سوی رژیم جمهوری اسلامی نگاهی بیاندازیم:

“سید مالک حسینی” سرپرست سازمان خدمات مردمی شهرداری تهران، ضمن اعتراف به اینکه در تهران ۵۰۰ گود و گاراژ دپو زباله وجود دارد که در آنها کودکان مشغول تفکیک زباله ها هستند، از یکی از حاتم بخشی های شهرداری در این مورد رونمائی می کند و با وقاحت تمام می گوید: “به صورت رندوم در گودهای زباله‌گردی توزیع غذا انجام می‌شود، که از توزیغ روزانه ۲۰۰ پرس آغاز و بعضا به توزیع ۷۰۰ پرس غذای گرم رسیده است” ، این اقدام مسخره که این مقام شهرداری تهران با ” افتخار” از آن نام می برد، در حالی است که آمارهای دولتی از وجود ۱۴ هزار کودک کار در تهران بزرگ که به تفکیک زباله مشغول هستند سخن می گویند. بسیاری از این کودکان با لباس فرم بطور رسمی، بی اعتنا به امضاء مقاوله نامه های جهانی در زمینه ممنوعیت کار کودکان، در خدمت شرکتهای زیر مجموعه شهرداری برای تفکیک زباله قرار دارند.  همین مقام شهرداری تهران اضافه می کند: ” البته پوشش دادن همه آنها با بودجه‌های موجود سخت است، چرا که ما بودجه مشخص و محدودی داریم که برای برنامه‌های تکلیفی مانند تامین و نگهداشت زیرساخت و مانند آن هزینه می‌شود”.

ایلنا خبرگزاری کار ایران به تازگی گزارشی از شهر زاهدان، در مورد کودکان کار تهیه کرده است. در این گزارش آمده است: “شهر زاهدان پر از کودکانی است که یا سر چهاراه‌ها فال می‌فروشند، یا شیشه‌های اتوموبیل‌ها را تمیز می‌کنند ؛ در کنار این مشاغل کاذب، بنزین فروشی هم هست؛ کودکانی که یا بنزین را در دبه‌های کوچک در دکه‌های کنار خیابان‌ها، برای عرضه به مشتریان نگه می‌دارند یا اینکه همراه ماشین‌های «بنزین کِش» می‌روند و در نزدیکی مرزها، پیاده می‌شوند و در انتقال گالن‌های بنزین به آن سوی مرز کمک می‌کنند.” کودکی که در کنار چند گالن بنزین به انتظار مشتری نشسته است به تهیه کننده گزارش می گوید: ” پدر کارگرش هم مدتهاست که بیکار شده و خانه نشین است؛ مادرش برای آدم‌ها در محله باباییان زاهدان خیاطی می‌کند، شنبه می‌گوید: کرونا خیلی بد است؛ همه چیز را داغون کرده؛ حتی سفارش‌های خیاطی مادرم را”.

داستان کودکان کولبر در کردستان از این هم دردناک تر است، به این نمونه به مثابه مشت نمونه خروار در گزارشی که بوسیله خبرگزاری هرانا تهیه شده است توجه کنید: “پسرکی با موهای روشن که آن را یک وری شانه زده، بار به دوش روی برف‌ها نیم‌خیز نشسته و دست‌ها را به زانو قلاب کرده و خجولانه به دوربین نگاه می‌کند. شال نه چندان ضخیم را دور گردنش پیچانده و آفتاب بی‌رمق زمستان یک طرف صورتش را روشن کرده است. اسمت چیست؟ علی. درس می‌خوانی؟ نه ، برای چی کولبری می‌کنی؟ برای خرجی. به بار روی دوشش اشاره می‌کند. زندگی و درس و کار برای علی در همین بسته سنگین گونی‌پیچ شده، خلاصه شده است. او فقط ۱۵ سال دارد.”

کودکان نباید از تحصیل محروم شوند. زندگی و رفاه کودکان، مستقل از وضعیت خانوادگی، باید از طرف دولت تضمین گردد. دولت موظف است استاندارد معینی از رفاه و امکانات رشد مادی و معنوی کودکان و نوجوانان را در بالاترین سطح ممکن تضمین کند. کمک هزینه های لازم و ارائه خدمات رایگان پزشکی و آموزشی و فرهنگی برای تضمین استاندارد زندگی کودکان و نوجوانان مستقل از وضعیت خانوادگی باید پرداخت شود و امر آموزش رایگان و اجباری تا سن ۱۸ سالگی تأمین گردد. کار حرفه ای برای کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال باید ممنوع گردد و نباید گذاشت که جسم و روان کودکان زیر بار کار حرفه ای تباه شود. دستیابی به چنین خواست هایی فقط می تواند محصول مبارزات متحدانه، سراسری و متشکل کارگران و جنبش های پیشرو اجتماعی باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *