بحران انتقال قدرت در آمریکا

حمله چهارشنبه گذشته طرفداران دونالد ترامپ به ساختمان کنگره ایالات متحده در پی فراخوان گروه های تندرو به اعتراض و خشونت و سخنرانی تحریک آمیز ترامپ، ترس و نگرانی از تهدیدات فاشیستی برای دمکراسی های بورژوایی را دوباره زنده کرد. بسیاری از رسانه های بورژوایی که سالها از اندر فوائد دمکراسی موجود سخن گفته بودند بلافاصله حملات گروه های تندرو را یک کودتا توصیف کردند. جو بایدن در اولین سخنرانی خود در پی حمله به ساختمان کنگره با نگرانی آن را یورش بی سابقه به دمکراسی آمریکا توصیف کرد. هشدار پلیس فدرال آمریکا در مورد امکان اجرای برنامه هایی برای اعتراض مسلحانه در مراکز پنجاه  ایالت آمریکا در فاصله زمانی ۱۶ تا ۲۰ ژانویه همزمان با نزدیک شدن به مراسم تحلیف ریاست جمهوری، این نگرانی ها را بیشتر دامن زده است. هر چند تهدید به سازماندهی اعتراضات مسلحانه  ممکن است واکنشی به تدارک برنامه ریزی شده حزب دمکرات برای استیضاح ترامپ باشد.

در پی حمله به ساختمان کنگره بسیاری از نهادهای مالی و تجاری آمریکا ترامپ  را سرزنش کرده و خواهان پایان هرج و مرج طلبی وی شده اند.انجمن ملی تولیدکنندگان  که با جمهوری خواهان پیوندهای نزدیکی دارد و منبع حمایت تجاری از ترامپ بوده است، خواستار برکناری ترامپ از سمت خود شد. همزمان فیس بوک و توییتر اعلام کردند حساب های کاربری ترامپ را دستکم تا پایان حضور وی در کاخ سفید معلق خواهند کرد. علاوه بر فیسبوک و توئیتر شرکت‌های دیگری چون گوگل، آمازون و اپل ارائه خدمات به یک شبکه اجتماعی به نام “پارلر” که در بین طرفداران آقای ترامپ محبوبیت دارد را قطع کرده‌اند.جورج بوش حمله به ساختمان کنگره آمریکا را واقعه ایی تهوع آور توصیف کرد که می تواند به وجهه آمریکا خسارت شدید وارد کند. در ادامه مخالفت ها با رفتار و اظهارات تحریک آمیز ترامپ در جریان حمله خونین به ساختمان کنگره، وزرای حمل و نقل، آموزش و پرورش و وزیر امنیت داخلی از کابینه ترامپ استعفا داده و ترامپ را عامل حمله گروه های افراطی معرفی کرده اند.حمله با ساختمان کنگره آمریکا نشان داد که مراکز قدرت سرمایه هنوز به دمکراسی نئولیبرال شده که به حفظ منافع آنان خدمت کرده متعهد هستند.

اما به رغم ترس و هراسی که حمله گروه های راسیستی به ساختمان کنگره در پی داشت، این رویداد در واقع یک شکست بزرگ برای جریان راست افراطی بود. این یورش سازمانیافته و محکومیت آن از جانب بسیاری از چهره های شناخته شده حزب جمهوری خواه و مراکز قدرت سرمایه داری در آمریکا نشان داد که به رغم گارد باز و عملکرد بسیار ضعیف دستگاه پلیس و نیروهای امنیتی در مقابله با مهاجمان، هنوز پایگاه ضعیفی در میان سرمایه های بزرگ برای کودتای ترامپ وجود دارد.حملات خشونت آمیز چهارشنبه گذشته به محل کنگره آمریکا که چهار کشته از خود به جای گذاشت بدون تردید ظرفیت بالقوه گروه های فاشیستی را نشان داد. اما با تمرکز بسیار روی ظهور بالقوه خطر فاشیسم نباید خطر بالفعل ائتلاف مراکز مختلف قدرت سرمایه داری آمریکا که از تحرک گروه های فاشیستی تغذیه می کنند برای سازماندهی  دوباره یک تهاجم نئولیبرالی به کار و زندگی و معیشت طبقه کارگر و اقشار محروم آمریکا را دست کم گرفت.

در طی چهار سال گذشته ترامپ با سیاست های راسیستی و مهاجر ستیزانه خود فضای مناسبی را برای بسیج و سازماندهی گروه های فاشیستی فراهم آورد. ترامپ در طول دوره ریاست جمهوری خود تلاش کرد تا پایگاه خود در میان گروه های فاشیستی را با نفوذی که در میان حزب جمهوری خواه داشت تلفیق کند و بطور فزاینده ای سیاست های حزب جمهوری خواه را با مواضع راست افراطی خود همراه نماید. ترامپ همزمان تا قبل از همه گیر شدن بحران کرونا تلاش کرد با تخفیف های مالیاتی، مقررات زدایی، حمایت از سرمایه داران داخلی و سیاست های ضد محیط زیستی حمایت وال استریت و بخش های مختلف سرمایه داران آمریکا را جلب نماید. با اینحال در پی حمله به ساختمان کنگره و محاصره آن به نظر می رسد که ائتلاف عملی این گروه های فاشیستی با جریان اصلی جمهوری خواه فروپاشیده است. بر اساس نظر سنجی ها فقط ۴۵ درصد از رأی دهندگان جمهوری خواه یورش گروه های راست افراطی به ساختمان کنگره را تأیید می کنند. این بدان معنا است که بسیاری از جمهوری خواهان از این حملات حمایت نمی کنند. این وقایع بحران حزب جمهوری خواه را که اعضای آن طی چهار سال گذشته ترامپیسم را تأیید کرده یا حداقل آن را تحمل کرده بودند را عمیق تر می کند.

بدون شک نیروهای چپ و رادیکال در جامعه آمریکا همچنان که تاکنون نشان داده اند هیچ فرصتی را برای افشای ارتباطات مراکز قدرت جمهوری خواهان با گروه های راست افراطی و فاشیستی را از دست نخواهند داد. با اینحال افشای ماهیت جریان های نئوفاشیست و رابطه آنها با حزب جمهوری خواه به تنهایی مانع بازگرداندن و تهاجم سیاست های نئولیبرالی و بازگشت برنامه های ریاضت اقتصادی طولانی و ویرانی های زیست محیطی نخواهد شد. جان بخشیدن دوباره به این سیاست ها دقیقا همان چیزی است که در وهله اول شرایط و زمینه های عینی رشد راست افراطی و عروج ترامپ را فراهم آورد.

تنها با سازماندهی مبارزات کارگران و جنبش های رادیکال اجتماعی،حضور در خیابان ها، توده ای کردن مبارزه علیه سیاست های ویرانگر زیست محیطی، کاهش بحران های اجتماعی ناشی از چند دهه تعرض پی در پی نئولیبرالیسم  و به عقب نشاندن دولت بایدن در جهت تأمین بیمه ها و خدمات اجتماعی است که نه تنها می توان گروه های فاشیستی را به حاشیه راند، بلکه ائتلاف بخش های مختلف سرمایه داری آمریکا برای تجدید قوا دوباره نئولیبرالیسم را تحت فشار قرار داد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *