×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
false
true
false

اخبار رسیده از مناطق مختلف در کردستان، حکایت از افزایش شمار موارد کشتن و خودکشی در میان زنان دارد. از روز شنبه تا جمعه ( ۱ تا ۷ اردیبهشت)دست کم هفت زن در شهرهای سنندج، مهران، سنقر، سقز و نقدە بە دلیل مشکلات خانوادگی و فقر بە زندگی خود پایان دادە اند.

خودکشی پدیده ای است که در تمام کشورهای دنیا وجود دارد. اما دلایل آن در همه کشورها یکسان نیست.در کلی ترین بیان خودکشی را میتوان آخرین اقدام فرد و تسلیم در برابر مشکلات نام برد. مشکلاتی که به اشکال مختلف ریشه در مناسبات اجتماعی حاکم در جهان  دارند. مسئله خودکشی، خودسوزی و کشتن زنان در ایران اما به شکلی کاملا آشکار نمود نابرابری، مردسالاری، بی حقوقی،  خشونت و در کل فرهنگ ضد زن در جامعه ماست.

خودکشی زنان را به نوعی می توان اعتراض زن به نابرابری، بی حقوقی و ناموس پرستی در مقابل حکومت، جامعه و خانواده در نظر گرفت. فرهنگ مردسالاری و قوانین اسلامی این امکان را می دهد که در مواردی کشتن زنان را به خودکشی نسبت داد. در هرحال کشتن یا وادار کردن زنان به خودکشی هردو از مناسبات نابرابر و ضدزن جامعه ما ناشی میشود. تبلیغات مذهبی آخوندها در مساجد و عوامل مخففه در قانون، در کنار مردسالاری و همچنین زن را در خانواده بخشی از مایملک مرد به حساب آوردن، همگی دست به دست هم می دهند تا ارتکاب به چنین جنایاتی را آسان کنند. یا به حدی زنان را زیر فشار قرار می دهد که راهی جز پایان دادن به زندگی خود نیابند. عدم جدایی دین و تعلیمات دینی از آموزش و پرورش، از همان ابتدا در مدارس روحیه مردسالاری و حق مالکیت مردان بر جسم و روان زنان را در مغز نوجوانان می کارد. رادیو، تلویزیون و رسانه های جمعی که در کنترل دولت هستند و اساسا با سیاست و فرهنگ نظام مرد سالار اداره می شوند، این آموزش های ارتجاعی و ضد انسانی را در بیرون از مدارس با شیوه های فریبکارانه دنبال می کنند.

در آماری که از طرف حکومت اسلامی ایران منتشر می شود، استان های کرد نشین کردستان، ایلام و کرمانشاه بیشترین موارد خودکشی زنان را دارا هستند. استان های که هدفمند از طرف حکومت نادیده گرفته می شوند و از جمله از لحاظ اقتصادی از جمله عقب مانده ترین مناطق ایران هستند. کردستان به عنوان بخشی از جامعه ایران، مانند هر جامعه ای دیگر در خاورمیانه در مورد مسئله زن، در بین کشورهای قرار می گیرد که زنان در آن از امنیت برخوردار نیستند. وقتی زنان از لحاظ اقتصادی وابسته مردانند، وقتی آزادی پوشش وجود ندارد، وقتی در بیرون خانه زن هر آن منتظر است با اهانت پاسداری، حزب الهی یا خواهر زینبی روبرو شود و کرامتش شکسته شود، وقتی حراست ادارات به خود اجازه می دهند که در کوچکترین مسائل مربوط به کارکنان زن دخالت کنند، وقتی زنان حتی در دانشگاه هم از تعرض به حقوق و آزادیهایشان در امان نیستند، وقتی قوانین این کشور همگی بر اساس شریعت نوشته شده اند و شرع اسلام هم رسما انسان زن را از هر لحاظ نیمه ی مردان به حساب می آورد، در چنین کشوری با چنین مناسباتی وقوع چنین جنایاتی چندان دور از انتظار نیست. جوامعی که از طریق قوانین ارتجاعی اداره می شوند، زن ساکت، آرام ، حرف گوش کن و خانه دار را می پسندند تا زنی که صاحب سرنوشت، تصمیم و اقتصاد اش باشد. در چنین مناسباتی مردان را به شیوه ای آموزش می دهند که مالک و صاحب اختیار خواهر، مادر و زن هایشان هستند و باید به صورت مدوام زیر کنترل آنها باشند، و در مقابل هر نافرمانی و عملی خلاف میل مردان، باید به شدت با آنها برخورد کرد، با استفاده از خشونت لفظی، خشونت فیزیکی و در نهایت اگر چنین شیوه های جواب نگرفت با کشتن و پایان دادن به زندگی آنها. این فرهنگ به حدی ارتجاعی و عقب افتاده است که این امکان را به کسی که چنین جنایاتی را مرتکب می شود، می دهد که به جنایتی که انجام داده است افتخار هم بکند. به راستی این چه جنگل ستانی است که انسان را به این شکل بار می آورد، که بتوان عزیزترین نزدیکان خود را کشت یا او را ناچار به خودکشی کرد و حق زندگی کردن و بهره مند بودن از زندگی شاد و برابر را از آنها گرفت. این اقدامات غیر انسانی نتیجه فرهنگ و عقلیت ارتجاعی مرد سالاری است که از طرف حکومت دیکتاتوری اسلامی تبلیغ و ترویج می شود و متاسفانه باید هر روزه شاهد چنین رویداد های غیر قابل تحملی باشیم که در حق زنان انجام می گیرد.

در جامعه کردستان در مقابل ارتجاع اسلامی و فرهنگ ارتجاعی مردسالاری مقاومت های زیادی صورت گرفته است و هیچ گاه این جامعه تسلیم قوانین و فرهنگ ارتجاعی نشده است. اما از این قوانین، فرهنگ و سیاست تاثیر می پذیرد. فرهنگ مقاومتی که در چند ماه اوایل قیام که شهرهای کردستان آزاد و به صورت شورایی اداره میشد، تشکیلات های زنان ایجاد شد و زنان را نه فقط در گوشه خانه ها بلکه در صف اول مقاومت و مبارزه می توانستی ببینی. فرهنگی پیشرویی که زنان را برای دفاع از دستاوردهایشان مسلح کرد، فرهنگ مقاومتی که علیرغم تهدیدها، زندان ها و شکنجه ها روز جهانی زن را ارج می نهد و برای برابری زنان و مردان مبارزه می کنند. فرهنگی که تشکل های مستقل محافظت از محیط زیست را در ابعاذ وسیع سازمان داده اند. فرهنگی که در مقابل جنایت رژیم در کردستان منفعل نبوده است و اعتصاب عمومی سازمان داده است. در آخرین نمونه از این فرهنگ پیشرو و مترقی می توان کمیته های مردمی و مستقل مقابله با کرونا را مشاهده کرد که با چه شور و همبستگی در غیاب امکانات دولت فاسد و جنایتکار اسلامی، خود را در قالب کمیته های محلات مردمی در شهرها و روستاها سازمان دادند و به یاری هم شتافتند.هر کدام از این اقدامات جواب به ضرورت حفظ اتحاد و همبستگی مردمی بوده است که در مقابل دشمنی ارتجاعی مبارزه می کنند. با مشاهده خودکشی، خشونت، خودسوزی و کشتن زنان  هم نمی توان ساکت ماند و  پرداختن به آن را به آینده دور حواله داد. هیچ انسان آگاه و عدالت طلبی نمی بایست در مقابل خشونت، کشتن و خودکشی زنان زیر لوای ناموس و آبرو ساکت باشد. نباید زنی به جرم دوست داشتن توسط پدر، برادر، جامعه و حکومت مورد اذیت و آزار قرار بگیرد. این مفاهیم کهنه و ارتجاعی ناموس و آبرو می بایست از طریق کار روشنگرانه و تشکل های توده ای زنان به تاریخ سپرده شود. اکنون گرچه دیر شده است اما زمان آن رسیده است که همچون ضرورت تشکیل تشکل های مستقل محیط زیست و محافظت از آن، تشکیل کمیته های زنان را نیز در دستور کار قرار داد و به جای جرم دانستن عشق و دوستی مابین زن و مرد، کشتن زنان و خودکشی آنان، آن را بر سر جایی واقعی خود که تبلیغ عشق و دوستی و مبارزه برای رهایی انسان از ستم و استثمار است قرار داد.

در نبود هیچ چتر حمایتی، تشکل، سازمان و یا نهادی که به مشکلات زنان توجه و رسیدگی کند، این وظیفه زنان و مردان پیشرو است که زنان را با حقوق خود آشنا سازند، آگاه کنند، سازمان دهند و با هم در مقابل ارتجاع اسلامی، فرهنگ کهنه و منسوخ و نمایندگان آن مبارزه کنند. هنوز هم بعد از سال ها مبارزه چهره اکثر احزاب اپوزیسیون، تشکل های مستقل کارگری و نهادهای مدنی مردانه است و لازم است که بحثی جمعی در مورد تشکیل کمیته های محلی زنان شکل بگیرد، که امر خود را اساسا فراهم ساختن یک چتر حمایتی بر بالای سر زنانی که این چنین مورد آزار و خشونت قرار می گیرند تعریف کند. وجود چتری که وجود فیزیکی و مادی و حتی علنی در محلات، در روستاها و غیره داشته باشد. نهادی که هم روشنگری کند و هم راه برون رفت و نجات را نشان دهد. این کار شدنی است و می توان با جدیت در این عرصه هم وارد شد و التیامی باشیم بر دردهای که حکومت، جامعه و خانواده بر پیکر زنان وارد می کنند.

شورش کریمی

۲۹٫۴٫۲۰۲۰

 

true
برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false