کومه له_سازمان کردستان حزب کمونیست ایران
مطالب رسیده

برگی از تاریخ تقدیم به، بازیکنان تیم فوتبال صنعت نفت آبادان و آن تعداد از ورزشکارانی که تا این لحظه به حمایت از اعتراضات مردم خوزستان پیوسته اند.

جنبش اعتراضی ورزشکاران شهر سنندج دربطن اوضاع و احوال سیاسی سالهاى ۵٩ تا ۶١ در کردستان شکل گرفت. درنخستین روزهای پیروزی قیام سال ۵٧، رژیم جمهوری اسلامی جهت باز پس گرفتن دستاوردهای قیام مردم به پا خاسته ایران یورش همه جانبه ای را به این منظور سازمان داد این یورش با مقاومت و مبارزه مردم ناراضی درعرصه های مختلف مبارزاتی روبرو شد. بخشی ازمردم آزادیخواه که علیه یورش سرکوبگرانه جمهوری اسلامی به پا خاسته بودند، توسط حاکمان تازه به قدرت رسیده و جانیان سلاح به دست آنها دستگیر، زندانی، شکنجه و اعدام شدند.

اما وضع درکردستان با بقیه ایران متفاوت بود و مبارزه علیه رژیم ارتجاعی حاکم بر ایران در عرصه های گوناگون تاکنون ادامه داشته و دارد.

جنبش اعتراضی ورزشکاران شهر سنندج در بطن اوضاع و احوال سیاسی سالهاى ۵٩ تا ۶١ در کردستان شکل گرفت، برای ارزیابی از این بخش از مبارزه اشاره مختصری به اولین مسابقه والیبال در شهر سنندج خواهم کرد.

این مسابقه در سالن تختی برگزار شد و تیمهای شرکت کننده عبارت بودنداز تیم شهرهای: همدان، کرمانشاه، لرستان، مهاباد و سنندج. هنوز در این سالن عکس هیچ کدام از مقامات جمهوری اسلامی نسبت نشده بود. از این مسابقات فیلم برداری میکردند. در افتتاحیه بازی ها حدود ٢٠٠ نفر تما شاچی و حدود ۴٠ نفر از مأموران رژیم در سالن و اطراف سالن حضور داشتند. تماشاچیان به سبک قبل از قیام کف میزدند، طبل می کوبیدند و سوت می کشیدند. آنچه اضافه شده بود شعار دادن و خواندن سرودهای رایج در زمان قیام و بعد از قیام بود.

همۀ تیم ها دراطاق رختکن به فاصله زمانی دو دقیقه به حالت دویدن یک بار دور سالن را دورمیزدند و رو به تماشاچیان می ایستادند. فقط تیم مهاباد توسط کاپیتان تیمشان که متأسفانه نام او را فراموش کرده ام و در ضمن انسانی شریف و ورزشکار خوبی هم بود٬ همراه با قاب عکسی از خمینی وارد سالن شدند. تماشا چیان با مشاهده عکس خمینی به اعتراض به کاپیتان تیم او را هو کردند و شروع کردند به شعار دادن بر علیه رژیم. تیم مهاباد بعد از یک دور دویدن به دور سالن مقابل  تماشاچیان ایستادند اما کاپیتان تیم آنها به سرعت به طرف رختکن دوید و عکس خمینی را به جا گذاشت وبرگشت. این بار همگی تماشاچیان از جای خود بلند شدند و برای او کف زدند.

بعدآ کاپیتان تیم مهاباد خودش برای من تعریف کرد که شرط اجازه سفر برای شرکت در این مسابقه‌ منوط براین بود که بایستی نماینده امام جمعه با تیم آنها بیاید و هر چه او گفت به حرفش گوش کنند. وی در ادامه گفت «ما اصلآ این عکس را ندیدیم، درست وقتی که میخواستیم از رختکن به طرف سالن حرکت کنیم نماینده امام جمعه همراه ما، عکس را ازکیف دستی خود درآورد و به دست من داد.»

من با سرپرست تیمهای شرکت کننده آشنائی قبلی داشتم مربی تیم  لرستان گفت «از دعوت شما در این شرایط تعجب کردیم٬ با توجه به اوضاع کردستان شما چطور ورزش و مسابقه بر گزارمیکنید؟» من مختصری برایش توضیح دادم که هدف ما از مسابقات چه بوده است، به محض شروع مسابقات و مشاهده جو سالن گفت «ما هم سعی خواهیم کرد چنین کارهایی انجام دهیم.» در افتتاحیه مسابقات دو تیم  همدان و لرستان باهم بازی کردند. تماشاچیان با سر دادن شعار هائی در حمایت از جنبش انقلابی خلق کرد و شعارهائی علیه توده ایها و اکثریتیها فضای سالن را تحت تاثیر قرار دادند. ابتدا فیلمبردار که از تماشاچیان فیلم میگرفت به محض مشاهده این وضعیت دوربین را تا آخر مسابقات بر روی بازیها فیکس کرد و خودش به تماشای مسابقات و تماشاچیان مشغول شد.
هنگامی که تماشاچیان شعارهائی برعلیه سازمان چریک های اکثزیت می دادند، درجریان بازی دو تیم لرستان و همدان، یکی از بازیکنان تیم لرستان بازی را رها کرد و از پله‌ های اطراف سالن با لا رفت و در بین تماشاچیان نشست و همراه با آنها مشغول شعار دادن شد. داور سوت کشید اما ایشان به بازی بر نگشت، تماشاچیان او را در آغوش گرفته‌ بودند و تشویقش می کردند. مربی تیم کرمانشاه یکی از دوستان صمیمی و شوخ طبع من بود. وی قبل از آخرین مسابقه پیش من آمد و گفت «سنندج هم جزو ایرانه؟»

روز آخر مسابقات عده تماشاچیان دو برابر شده بود و بعد از مدتی جو سالن متشنج گردید. مأموران رژیم در داخل سالن و بیرون از سالن مستقر شده بودند. بازی آخر که تمام شد تماشاچیان با شعار دادن از سالن خارج شدند و به جمعیتی پیوستند که به فراخوان «هسته ایجاد شورای دانش آموزان سنندج» در تأریخ ١٨/ ١٢/۶٠ در انتهای خیابان فرح سابق برای اعتراض به دستگیریهای وحشیانۀ فرزندان انقلابى این شهر و به منظور تلاش جهت آزادی آنها بر پا کرده بودند.

خصوصیت تازه‌ این حرکت اعتراضی نسبت به  حرکات گذشته درآن بود که علاوه بر جوانان و دانش آموزان تعداد قابل توجهی از اقشار مختلف و معترض به تمامیت رژیم حمهوری اسلامی، بخصوص زنان دراین تظاهرات شرکت داشتند، بطوریکه از حالت یک تظاهرات صرفآ دانش آموزی به حرکتی اعتراضی و توده ای تبدیل شده بود.

پشتیبانی از مبارزات کارگران انقلابی و مردم معترض خوزستان و سایر شهر های ایران تحت سلطه رژیم فاسد جمهوری اسلامی، در اعتراضات اخیر ضروری است.

شمس الدین  امانتی

۲۴ / ۷ / ۲۰۲۱

پست های مرتبط این دسته