بیانیه پلنوم کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران در مورد خیزش آبان ماه ۹۸ و پیامدهای سیاسی آن بخش دوم

یکی از اهداف اصلی رژیم جمهوری اسلامی از کشتار معترضان در جریان خیزش آبان حاکم کردن فضای رعب و وحشت بر جامعه بویژه زهرچشم گرفتن ازنسل بعد ازدهه شصت بود. اما رژیم در دستیابی به این هدف شکست خورد. مردم با این سرکوب خونین نه تنها مرعوب نشدند بلکه با ابراز خشم و اعتراض خود از جنایات انجام گرفته رژیم را به وحشت انداختند. درست بعد از این جنایات سازمان و نهادهای مختلف کارگری، بازنشتگان، معلمان، نویسندگان ، هنرمندان در داخل ایران طی اطلاعیه ها و بیانیه هایی این جنایات را محکوم کردند. پس از خیزش آبان اعتصابات و اعتراضات کارگری بدون وقفه ادامه پیدا کرد. جنبش دانشجویی با آکسیون های باشکوه خود در روز ۱۶ آذر و در محاصره نیروهای دشمن با بانگی رسا جنایات رژیم را محکوم کرد و اعلام کرد که جنبش آزادیخواهی در ایران مرعوب این کشتار هولناک نشده است. دانشجویان با عزمی راسخ اعلام کردند از خون جانباختگان خیزش آبان نمی گذرند و راهشان را ادامه خواهند داد. معلمان، فرهنگیان و بازنشستگان با برگزاری تجمع های اعتراضی و اعتصاب و تحصن در روز دوم دی ماه بر عزم خود برای پیگیری خواسته هایشان تأکید کردند. در ناحیه مریوان مراسم تشییع جنازه یک کولبر نوجوان که همراه برادرش در اثر سقوط بهمن جانشان را از دست داده بودند، به یک همایش توده ای علیه جمهوری اسلامی تبدیل گردید. همه اینها نشان می دهند که خیزش آبان ماه در اشکال و شیوه های مختلف ادامه دارد.

در شرایط کنونی، بر متن تشدید فقر و فلاکت اقتصادی و در ماندگی رژیم در مقابله با خطر ورشکستگی مالی و فروپاشی اقتصادی و ناتوانی در کنترل بحران های همه جانبه ای که به آن گرفتار آمده، در حالیکه هیچ چشم اندازی برای بهبود شرایط زندگی مردم وجود ندارد و کشتار و جنایات رژیم در جریان خیزش آبان نیز نتوانسته جامعه را مرعوب کند، مبارزات کارگران، معلمان، بازنشستگان و دیگر اقشار محروم جامعه بطور اجتناب ناپذیر گسترش پیدا خواهند کرد و خیزش های نیرومند تری در افق قرار دارند.

از سوی دیگر اکنون در کشورهای لبنان، سوریه و عراق هم زنگ های خطر برای جمهوری اسلامی به صدا در آمده اند. رژیم جمهوری اسلامی همواره از مداخله گری های خود در کانون های بحران در منطقه و سازماندهی گروه های میلیشیای تحت نفوذ خود در این کشورها به عنوان ارکان یک استراتژی تعرض بازدارنده تأکید می کرد و در رودرروئی با مردم معترض ایران و رقابت با رقبای منطقه ای از آن به عنوان نشانه های اقتدار خود سخن می گفت. اکنون توده های مردم معترض و به پا خاسته از هر سو سیاست های ارتجاعی و مداخله گری های ویرانگر جمهوری اسلامی را به چالش کشیده اند. خیزش های انقلابی در عراق و لبنان با جهت گیری ضد یت با مداخله گری جمهوری اسلامی نقطه عطفی در روند شکست استراتژی تعرض پیش گیرانه این رژیم است و کشتن قاسم سلیمانی فقط نقطه ای در این روند بی بازگشت است.

خیزش آبان و جایگاه و نقش غیر قابل انکار آن در ارتقاء مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی و روند تکاملی و منحنی مبارزات کارگری و جنبش های اعتراضی، نشانگر آن است که جامعه به یک دوره اعتلاى انقلابى و موقعیت انقلابی نزدیک می شود. کمیت پرشمار مبارزات کارگری تغییر کیفی این مبارزات را به دنبال خواهد داشت و برهمین اساس دوره اعتلای انقلابی به هیچ وجه یک پدیده ناگهانى نخواهد بود. همان شرایط سخت زندگى و تشدید فقر و فلاکت بیش از حد کارگران و اقشار فرودست جامعه، که زمینه ساز خیزش های سراسری دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ شد، بویژه در حالی که اعتصابات کارگری و اعتراضات اقشار محروم جامعه در جریان است می تواند در ادامه خود،مؤلفه های ذهنی یک موقعیت انقلابی را هم فراهم آورد. دوره اعتلای انقلابی با فراگیر شدن اعتصابات کارگری و توده ای و اوج گیری روحیات انقلابی تداعی و خصلت نمائی می شود. دوره ای که طبقه کارگر راه برون رفت از این همه فقر و بدبختی را نه در چهارچوب مناسبات حاکم، بلکه از مسیر یک قیام انقلابی علیه نظم موجود جستجو کند. اگر در شرایط کنونی همزمان با خیزش انقلابی آبان و جنبش های اعتراضی با سمتگیری گذار انقلابی از جمهوری اسلامی، شاهد یک جنبش عظیم مطالبالتی کارگران برای پیگیری خواسته هایشان در چهارچوب مناسبات موجود هستیم، این “تناقض” و پیچیدگی را با این واقعیت می توان توضیح داد که همه مؤلفه های عینی و ذهنی یک موقعیت انقلابی همزمان فراهم نمی شوند.اما خیزش آبان ماه دو سال بعد از خیزش دی ماه و اعتصابات و رویداد های این دوران به وضوح نشان می دهد که روحیات کارگران و مردم تغییر کرده است. این تغییر روحیه در دانشجویان، معلمان، بازنشستگان به وضوح خودش را نشان می دهد. کارگران در جریان مبارزات خود به مرحله تعرض قدم می گذارند و جامعه به یک موقعیت انقلابی نزدیک می شود. این پروسه می تواند به اعتلای انقلابی منجر گردد.

اگر یکی از پیش شرط های ذهنی وارد شدن به یک موقعیت انقلابی آن است که طبقه کارگر راه برون رفت از این همه فقر و بدبختی را نه در چهارچوب مناسبات تولیدی حاکم، بلکه از مسیر یک قیام انقلابی علیه نظم موجود جستجو کند، یکی دیگر از پیش شرط های ذهنی این است که جنبش طبقه کارگر بتواند با اعتصابات سراسری و پر قدرت خود نه تنها جنبش های پیشرو اجتماعی را با خود همراه کند بلکه ذهنیات و روحیات اقشار خورده بورژوا را به نفع انقلاب اجتماعی دگرگون نماید. خیزش دی ماه ۹۶ با پایان دادن به سلطه استراتژی اصلاح رژیم و خیزش آبان ۹۸با نقد کوبنده استراتژی گذار مسالمت آمیز از جمهوری اسلامی که اقشار خورده بورژوا و طبقه متوسط پایگاه اجتماعی آن بحساب می آیند گام مهمی در این راستا بود. اما این کافی نیست. جنبش کارگری باید بتواند با حضور قدرتمند در صحنه سیاسی و در همبستگی با جنبش توده ای و خیزش های شهری اعتماد و امید اقشار خرده بورژوا به تغییر رادیکال و انقلابی به رهبری طبقه کارگر را بر انگیزد. برای این منظور همچنین ضروری است که جنبش کارگری پرچم مبارزه برای تأمین مسکن، مبارزه علیه تخریب محیط زیست، رهائی زنان و رهائی ملیت های تحت ستم از ستمگری ملی و همه آزادی های سیاسی را در اعتراضات خود برافراشته کند. طبقه کارگر با دست بالا پیدا کردن در این رویاریی ها است که می تواند اعتماد به نفس طبقات و باندهای حاکم را در هم کوبد، انسجام آنان را در هم ریزد و پیشروی جنبش کارگری و توده ای را تضمین کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *