بیراهه ها و چالشها در مبارزه درون حزبی

بهروز ناصری

۱۸ سپتامبر ۲۰۲۰

بدنبال اینکه آخرین پلنوم کمیته مرکزی حزب تصمیم گرفت تا  اختلاف نظرات درون حزب کمونیست ایران را رسما علنی کند و از این طریق جامعه و فعالین سیاسی را از اوضاع درونی حزب و باصطلاح اختلاف نظراتی که در درون حزب وجود دارد مطلع کنند تا جامعه و فعالین در این زمینه قضاوت کنند که کدام نظریه، کدام نقد و کدام طرف درست میگویند.

امروز دیگر وضعیت حزب کمونیست ایران عملا وارد پروسه ی دیگری شده است. پروسه ای که بنا به دلایلی قابل توضیح، فعلا نمیتوان عواقب آنرا بدرستی مشخص کرد. زیرا که آکتورهای مختلف، که هم اکنون کنش هایشان را شروع کرده اند هنوز به انتها نرسیده اند. یکی از این کنشها،  دخالت سیاسی طیف کمونیسم کارگری در وضعیت کنونی حزب است. و این نوع دخالتگری، همان انتظاری بود که رفقای کمیته مرکزی حزب داشتند و به همین دلیل هم به زعم رفقا، مسائل و اختلافات درون حزبی را برای قضاوت فعالین سیاسی و کارگری بیرون از ما، علنی کنند. وقتی انسان به فرمول “جامعه و فعالین سیاسی” ریز می شود، عمدتا با طیفهای مختلف کمونیسم کارگری برخورد میکند. شما بغیر از این طیف، شاهد برخورد فعال سازمانهای دیگر چپ نیستید. فعالین کارگری در ایران هم فعلا بدرستی در این زمینه فعالانه برخورد نکرده اند. و رفقای کمیته مرکزی حزب و محفل پیرامونی آنها، درست به همین نکته یعنی عکس العمل فعال طیف کمونیسم کارگری دل بسته بودند. و رفقای کمیته مرکزی حزب همین دل بستگی شان را تحت عنوان “این حزب متعلق به فعالین سیاسی وکارگری است، بگذار آنها در سرنوشت حزب دخالت و قضاوت کنند”، فرموله کردند.

من در این مقاله رفقای کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران را به اسم طیف چپ درون حزب نام نمی برم. زیرا طیف چپ نامیدن رفقای کمیته مرکزی حزب و محفل دوروبر آنها، تماما گمراه کننده است. توصیف دقیق همین است که رفقا را با اسم رفقای کمیته مرکزی حزب، صدا کنیم.

رفقای کمیته مرکزی حزب با پشتیبانی طیف کمونیسم کارگری حزب ما را به چپ و راست، ناسیونالیست و کمونیست تقسیم کرده اند.

من بعنوان یک عضو حزب کمونیست ایران، یک کمونیست آزادیخواه با جهان بینی مارکسیستی، یک معلم و دوست، رفیق و همکار کارگران و زحمتکشان، ملت کرد و سایر ملل با هدف مبارزه برای تحقق سوسیالیسم، این اتهامی که تشکیلات ما زده می شود و حزب ما را اینگونه به چپ و راست تقسیم میکنند، اتهامات فوق را تکذیب کرده و اعلام میکنم که هر رفیقی که عضو حزب کمونیست ایران، کمونیست محسوب شده و ناسیونالیست دانستن اکثریت اعضای حزب، بی احترامی و دهن کجی به حزب و اعضای حزب میدانم.

با این مقدمه کوتاه، تلاش میکنم بصورت موجزی به چند مسئله مرتبط با اوضاع فعلی حزب بپردازم.

  • گیر دادن و تعرض به کومه له و رهبری کومه له تعرض به یکی از پایه های اصلی حزب کمونیست ایران است.

من هم در مقالات گذشته و هم در جلسات حزبی به کرات روی این نکته مکث کرده و توضیح داده ام که کار و فعالیت اصلی کمونیستی، کار آگاهگرانه ی حزب در میان توده های کارگر و زحمتکش و کار و فعالیت حزبی برای تشکیلات سازی در میان کارگران و زحمتکشان در محل کار و زیست آنهاست. بغیر از این، تمام فعالیتهای دیگری حاشیه ای و جانبی محسوب میشوند.

تمام نشست و برخواستهای حزب کمونیست ایران با احزاب دیگر “چپ و کمونیست” ، در چهارچوب کارجانبی و روابط عمومی حزب با احزاب می گنجد و بیش از این بنا به تعریف جایگاه دیگری ندارد.

اما امروز شما نگاه کنید، درست عکس اینرا مشاهده می کنید. حزب کمونیست ایران کار و فعالیت آگاهگرانه در میان کارگران و زحمتکشان و تلاش برای تشکیلات سازی را ول کرده است و در طول دهه ها هیچ اثر و جا پای سیاسی / طبقاتی از خود در جنبش کارگری و سایر جنبشهای اجتماعی در خارج از کردستان از خود به جا نگذاشته است، اما در عوض در طول ۱۵ – ۱۰ سال گذشته مرتب مشغول (من این لفب را گذاشته ام) حزب بازی با این و آن بوده است و تاکنون چند بار اقدام به تشکیل نیروهای چپ کارگری و نیروهای چپ و کمونیست در خارج کشور کرده است که همه هم بی سروصدا مضحمل شدند.

رفقای کمیته مرکزی حزب، جای اصل و فرع را تعویض کرده و فرع را به اصل نشانده اند. مشکل همین است.

امروزه با این اخلاقی که کمیته مرکزی حزب از خود نشان داده و مشکلاتی که برای کل حزب بوجود آورده است، بایست پاسخگوی عملکردهایش باشد و اعضای حزب کمونیست ایران حق دارند تا کمیته مرکزی حزب را بازخواست کنند.

ازآنجاییکه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران در این امر بی اندازه مهم باز مانده است، این ناکامی و بی لیاقتی خود در رابطه با فعالیتهای آگاهگرانه کمونیستی در میان کارگران و زحمتکشان در چهارگوشه ی ایران و تلاش برای بوجود آوردن نهضت تشکل سازی در میان کارگران و تلاش برای به چالش کشیدن مهمترین موانع طبقه کارگر ایران در رابطه با اتحاد سراسری، جزو نگرش، سیاست و عملکردش نبوده است، لذا برای پنهان کردن این شکست بزرگ، تعرض به کومه له و تقسیم کل حزب به چپ و راست، و ناسیونالیسم و کمونیسم را از درون و بیرون حزب سازمان داده است.

دلسوزان طبقه کارگر و زحمتکش بایستی مشکل اساسی را در همین جا جستجو کنند.

این نوع آگاهی سیاسی که اعضای کمیته مرکزی حزب و محفل پیرامونی آنها در درون و بیرون حزب از خود بنمایش گذاشته اند، کج اندیش آنان را بخوبی نشان میدهد.

بطور کلی جریان کمونیسم کارگری در برخورد به مسائل متعدد مربوط به جنبش و مسئله برخورد به ناسیونالیسم مشکل دارند. گیردادنهای رفقای کمیته مرکزی حزب به کومه له و نحوه برخورد آنها به ناسیونالیسم تماما نشات گرفته از کمونیسم کارگری و تعرض به یکی از پایه اصلی حزب کمونیست ایران است. تعرض به کومه له از جانب تعداد اندکی از اعضای قدیمی حزب، این نکته را نشان میدهد که دفاع آنها از حزب کمونیست ایران هم واقعی نیست.

چگونه کسانیکه سنگ حزب کمونیست ایران را به سینه میزنند چهار نعل در صدد تضعیف کومه له برآمده اند. این نوع دفاع از حزب کمونیست ایران، یک دفاع قلابی است. کومه له پایه اصلی حزب کمونیست ایران بوده او حالا هم هست.

رهبری که همه هم و غمش سهم خواهی از قدرت و اشتهای بی حد و حصر قدرت حزبی قوه تعقل را از وی ربوده است، نتوانسته است به منافع و مصالح کارگران در سطح خرد و کلان بیندیشد.

والا کومه له و رهبری کومه له همان سیاست و عملکردی داشته است که در طول دهه های گذشته داشته است. ارتباط و همکاری کومه له با احزاب کورد امر تازه ای نیست. کومه له و رهبری کومه له بدرستی با احزاب سیاسی کردستان با نظرات و دیدگاههای مختلف رابطه سیاسی داشته و آنجاییکه همکاری لازم بوده باشد، همکاری کرده است.

کومه له و رهبری کومه له بدرستی به فرهنگ عادی سازی روابط با احزاب ناسیونالیست و آنجاییکه که لازم باشد همکاری با آنها اقدام کرده است. باید همینطور هم بوده و غیر از این اشکال دارد.

اگر مناسبات دمکراتیک در جامعه کردستان و بین احزاب سیاسی کورد در آینده کردستان ایران نهادینه شود و اگر احزاب سیاسی کورد در صدد حل یا یافتن راه حل اختلافاتشان بشیوه سیاسی و دیپلماتیک باشند، کومه له سهم مهمی در ایجاد چنین فرهنگ سیاسی دارد.

این سیاستها، عملکردها و فرهنگ  سیاسی کومه له ی کمونیست  ماست که احزاب سیاسی در کردستان را از جنگ مسلحانه باز میدارد. درست برعکس نگرش و سیاستهای طیف کمونیسم کارگری و نظرات کنونی کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران که اشکارا جنگ طلبانه است.

وضعیت حزب در مرحله کنونی

کمیته مرکزی حزب دست به بسیج و تعرضی علیه کومه له و اکثریت اعضای حزب زده است. در این رابطه تعدادی از رفقای محفل کمیته مرکزی حزب همراه با رهبری طیف کمونیسم کارگری و الخصوص حکمتیستهای غیر رسمی و رسمی شروع به انجام مصاحبه ها و برنامه ای مختلف در رسانه های اجتماعی نموده اند. همه مصاحبه ها، چه مصاحبه رفقای کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران و چه رهبری حکمتیستها، کلا از یک خط تغذیه میکنند. خام اندیش خواهد بود اگر کسی ادعا کند که رفقای کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران تا آن درجه سیاسی و اعتماد به نفس دارند که آنها دنیای پیرامونی را تحت تاثیر خود قرار میدهند. نخیر، درست برعکس. این حکمتیستها بوده اند که به کمک رفقای کمیته مرکزی حزب شتافته اند و آنها تغذیه میکنند. به مصاحبه اخیر رحمان حسن زاده نگاه کنید، طبق همان فرهنگ همیشگی شان،اول حزب را به چپ و راست تقسیم میکند و سپس کل  حزب و کومه له را برازنده طیف چپ حزب که منظورشان همانا کمیته مرکزی حزب باشد، میدانند. خوب این دادن خط و گرا برای بسیج علیه کومه له و رهبری کومه له است..

در این وضعیتی که کمیته مرکزی حزب برای کل حزب بوجود اورده است، روشن است که وضعیت حزب به گذشته بر نمی گردد. حال و آینده چگونه رقم می خورند، به فاکتورهای مختلف بستگی دارد.

فاکتورهای مهم

یکی از فاکتورها اینست که رفقای کمیته مرکزی حزب تلاش کنند تا واقع بین بوده و از این دنیای ذهنی که ساخته اند فاصله بگیرند، به حزب و منافع طبقه احترام بگذارند و اتهاماتی که وارد کرده اند را پس بگیرند.

تا رفقای کمیته مرکزی و شخص رفیق صلاح مازوجی اتهاماتی که به اعضا و کومه له زده است ، یعنی همان تقسیم کردن تشکیلات به چپ و راست، ناسیونالیسم و کمونیسم و … را پس نگیرند، رفقای کمیته مرکزی حزب نمیتوانند قدمی در راستای اعتماد سازی و همزیستی مسالمت آمیز بردارند.

اعتماد سازی را بایستی کمیته مرکزی حزب با پس گرفتن اتهاماتش بوجود بیاورد. در غیر اینصورت رفقای کمیته مرکزی حزب عملا راه انشعاب و انشقاق را برگزیده اند و در راه جدای گام برمیدارند.

فاکتور دوم اینست که رفقای کمیته مرکزی حزب به اصول دمکراتیک که انتخابات  یکی از اصول آنست گرئن نهاده و نتایج انتخابات را بپذیرند.

رفیق حسن شمسی در مصاحبه ای که محمد کمالی با وی داشته است، آشکارا نظر اکثریت حزب را به تمسخر گرفته و آنرا بی ارزش می شمارد. این دیدگاه و نگرش حسن شمسی ضد حزبی و بی اهمیت کردن نظرات اعضای حزب و اشاعه فرهنگ و دیدگاه غیر دمکراتیک و علنا استبدادی است. مسئله اینجا اینست که این بحثها را هم بنام کمونیسم و رادیکالیسم در حزب میزند.  در این مصاحبه محمد کمالی از حسن شمسی می پرسد که معیار اقلیت و اکثریت چیست، کجا و از چه طریقی اقلیت و اکثریت معلوم شده است؟ ( نقل به معنی) . کاک حسن شمسی پاسخ چنانی به این سوال نمیدهد، لذا ناچارا اکثریت بودن را بی ارزش و به تمسخر میگیرد.

پاسخ من برای اقلیت بودن آنها  دو قاکتور مهم است: اول آراء تشکیلاتهای مختلف حزب که هم کاک حسن شمسی و هم همه کمیته مرکزی حزب میدانند که اوضاع از چه قرار است، و دومین فاکتوری که بوضوح نشان میدهد همراهان رفیق حسن شمسی در اقلیت کامل قرار دارند اینست که خود رفیق حسن شمسی همراه با کمیته اجرایی کنگره ی حزب را سال بعد از سال به عقب انداختند و به اعضای حزب این اجازه را ندادند تا کنگره بعنوان بالاترین مرجع حزبی، به امر اصلی یعنی یعنی تعیین سیاستها و تعیین رهبری جدید بپردازد.

همین که کمیته مرکزی حزب به برگزاری کنگره تن نمیدهد، نشانه ضعف و در اقلیت قرار داشتن آنهاست. غیر از اینست؟

فاکتور سوم اینست که کمیته مرکزی حزب حداقل کاری که میتواند برای جبران خسارتهای که به حزب وارد کرده است، انجام دهد اینست که سیاست عقب نشینی در حزب را اتخاذ نمایند. عقب نشینی از اتهامانی که به کومه له و اکثریت اعضا زده اند، حداقل اقدامی است که میتواند در بازسازی اعتمادها تاثیر گذار باشد.

فاکتور چهارم اینست که کمیته مرکزی حزب در اسرع وقت و بعنوان یک طرح چند فوریتی، تاریخ برگزاری کنگره آتی حزب را تعیین کنند.

برای کنگره سیزدهم حزب، کمیته مرکزی کنونی باید آن آیین نامه ای که چند ماه قبل نوشته بود را تغییر دهد. با آن آیین نامه که همه اش تحقیر اعضای حزب کمونیست ایران بود، نمیتوان به پیشواز کنگره آتی رفت. آیین نامه باید حقوق اعضای حزب را محترم شمرده  و برای تصمیم گیریها و تعیین جهت گیریهای اصلی کنگره بایست به آراء اکثریت اعضا متکی بود.

برای کنگره سیزدهم حزب، بایست تلاش کرد تا کنگره از آن قالبهای سنتی، سطحی، پرطمطراق اما غیر پراتیکی بیرون بیاید  و بایست یک شکل و شمایل امروزی داشته باشد.

تا کنگره سیزدهم حزب، کمیته مرکزی حزب میتواند خود را آماده کند. اگر واقعا کمیته مرکزی حزب در زمینه ای نظر و نقد دارد، پلاتفرم خود را نوشته و تلاش کند تا خود را بعنوان فزاکسیونی حزبی معرفی نمایند.

امروزه بایست از تمام اهرمها استفاده کرد تا کومه له در جنبش کردستان تقویت شود. کومه له در اتخاذ سیاستهای که به نفع توده های کارگر و زحمتکش در کردستان است،  نبایست با محدودیت مواجه شود.

امروزه بایست کل حزب بسیج شده و برای تقویت کومه له بکوشند.

یکی از راههای تقویت کومه له، هموار کردن شرایطی است که انسانهای کمونیست و سوسیالیست و انقلابی در کردستان به کومه له بپیوندند.

با توجه به اینکه رفقایی که با نام «روند سوسیالیستی کومه له» فعالیت میکنند و این رفقا همین امروز هم کومه له ای هستند اما بنا به نادرستی های گذشته، به نادرست از حزب اخراج شدند، لازم و ضروری است تا کنگره آتی حزب طی قراری حکم اخراج آن رفقا را لغو کرده و دوباره پیوستن آن رفقا به حزب را رسمیت دهند.

کنگره سیزدهم حزب بایست کنگره اعضای حزب و خواست و آراء اکثریت اعضای حزب باشد.

اگر این اتفاقات نیفتد، چکار باید کرد؟

اگر کمیته مرکزی حزب مسئولیت این وضعیت را نپذیرد

اگر کمیته مرکزی حزب اتهامات وارده به اکثریت اعضا و کومه له را پس نگیرد،

اگر کمیته مرکزی حزب فراخوان کنگره سیزدهم حزب ندهد

اگر کمیته مرکزی حزب در راه عقب نشینی در وضعیتی که بوجود آورده است، گام برندارد،

و…

رفقای کمیته مرکزی حزب عملا حزب را با شرایطی ناخواسته مواجه میکنند. شرایطی که وظیفه اعضای حزب را برای تعیین تکلیف با این وضعیت ده چندان میکند.

در شرایطی که کمیته مرکزی حزب به وظایف اساسنامه ای خود عمل ننماید، وظایف خطیری روی دوش کمیته خارج حزب و کمیته مرکزی کومه له می افتد.

استدلال نادرست کمیته مرکزی حزب

اینکه کمیته مرکزی حزب از سوی سخنگویانش اعلام کرده است که این اختلافات درون حزبی را علنی کرده تا سرنوشت حزب بوسیله فعالین سیاسی خارج از حزب رقم بخورد چون حزب کمونیست ایران متعلق به همه  جامعه است، یکی از نادرستترین، نامسئولانه ترین و پوچ ترین نظراتی است که تاکنون بیان شده است.  حزب کمونیست ایران هنوز نتوانسته به ابزار مبارزاتی طبقه کارگر ایران تبدیل شود، اما بعنوان یک حزب سیاسی میتوان به آن برخورد کرد.

طبعا افراد مختلف می توانند نظر بدهند، اما هیج فعالی سیاسی و حتی فعال کارگری که عضو حزب نباشد، نمیتواند در تعیین سرنوشت حزب دخیل باشد. سرنوشت حزب کمونیست ایران بعنوان یک حزب سیاسی را اعضای این حزب تعیین میکنند و نه هیچ کس دیگر. اینرا اعضای کمیته مرکزی حزب بایست متوجه باشند. هر نوع تحقیر اعضای حزب که این مدت از سوی کمیته مرکزی حزب بوفور اشاعه داده شده است، بایستی غیر قابل قبول تلقی شود.

هیج از اعضای طیف کمونیسم کارگری، هیچ فعالی سیاسی غیر حزبی نمیتوانند برای تعیین آینده حزب کمونیست ایران تعیین کننده باشند. وضعیت حزب کمونیست ایران به اعضای حزب  و دلسوزان این حزب  مربوط است.

و باز اگر هیچکدام از مفادی که در این مقاله به آنها اشاره شده و متحقق نشدند، آنوقت بایست در سطحی بالاتر سیاسی مسائل دیگری را بعنوان راه حل مطرح نمود….

پیشنهاد به کمیته مرکزی حزب

پیشنهاد من اینست که:

اولا در اسرع وقت به تمام کمپین های بیرونی که حول به ظاهر اختلافات درونی راه انداخته اید  ، خاتمه دهید.. رویدادهای این مدت نشان داده شد که نیروی پشتیبان شما رفقای کمیته مرکزی حزب، بغیر از طیف کمونیسم کارگری تا کنون کس دیگری نبوده است. ما میتوانیم به نتیجه برسیم و حزب را از این شرایط عبور دهیم و تلاش کنیم تا پاسخ انتظارات اجتماعی از حزب را بدهیم.

دوم اینکه بولتن مباحثات کنگره سیزدهم را از همین حالا راه بیندازید و تمام بحثهای سیاسی که قرار است در کنگره مورد تصمیم گیری واقع شوند را در بولتن کنگره سیزدهم منتشر کنید.

من انتظار دارم  و امیدوارم تا در طول دو الی سه هفته  آتی کمیته مرکزی حزب به این پیشنهادات واکنش نشان دهد و با رویکرد و روحیه جدید به استقبال شرایط پیشارو برود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *