×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
false

پنجشنبه – ۳۰ خرداد – ۱۳۹۸ , ۲۰ – ۰۶ – ۲۰۱۹

بنا به گزارش خبرگزاری ها و به نقل از پلیس عراق صبح روز چهارشنبه، ٢٩ خرداد برابر با ١٩ ژوئن، یک موشک کاتیوشا به محوطه مجتمع اداری-مسکونی برجسیا در غرب بصره که دفاتر شماری از شرکت‌های نفتی بین‌المللی از جمله اکسون موبیل، شل و انی ایتالیا در آن واقع شده اند اصابت کردهکه در اثر انفجار موشک، دو کارگر زخمی شده‌اند و خساراتی به بار آمده است. پرتاب این موشک به محل استقرار شماری از شرکت های بزرگ نفتی در بصره در حالی است که روز پنج شنبه ۲۳ خرداد ماه نیز دو کشتی حامل محموله هایی به سوی ژاپن در نزدیکی آبهای ایران در تنگه هرمز هدف حمله قرار گرفتند. اگر چه دولت های آلمان و بریتانیا و رژیم جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران را مسئول این حملات معرفی کردند، اما این حملات با امکانات دولتی چنان حساب شده انجام گرفتندکه هنوزقطعیت پیدا نکرده که کدام یک از دو طرف اصلی منازعه و یا قدرت های منطقه ای که در ایجاد این تنش ها ذی نفع هستند در طراحی و اجرای این حملات دست داشته اند. این دو مورد در ادامه رفتار و اقدامات تحریک آمیز دولت آمریکا و رژیم جمهوری اسلامی در هفته های اخیر و سیاست های جنگ افروزانه دولت های عربستان سعودی و اسرائیل در منطقه، ابعاد نگران کننده بحران و تنش های موجود را نشان می دهد. به رغم ادامه و تشدید این تنش ها، دولت آمریکا نقشه وارد شدن به باتلاق جنگی تمام عیار از نوع جنگ افغانستان و عراق در ایران را در سر ندارد و رژیم جمهوری اسلامی نیز فرسوده تر از آن است که توان وارد شدن به جنگی حتی در ابعاد محدودتر را داشته باشد.

بعد از پایان جنگ سرد و فروپاشی بلوک شرق، دولت آمریکا که خود در رأس برندگان این جنگ قرار داشت در برابر قدرتهای اقتصادی جدید مانند اروپای متحد، ژاپن و چین، بیش از این نمی توانست با اتکاء به برتری قدرت اقتصادی اش نقش هژمونیک و رهبری خود در سطح جهان و در منطقه را تأمین کند. آمریکا به دلیل روند رو به افول قدرت اقتصادی اش تلاش کرد با اتکا به برتری قدرت نظامی اش نقش رهبری خود بر جهان را ضمانت نماید. آمریکا با جنگ خلیج و سپس با لشکر کشی به افغانستان و عراق در واقع خواست از طریق قدر قدرتی نظامی این موقعیت تضعیف شده خود را بهبود بخشد. اما چون دولت آمریکا نه در افغانستان و نه در عراق نتوانست امنیت و نظم مورد نظر خود را برقرار کند، روند اوضاع در این دو کشور باز هم موقعیت آمریکا را بیشتر تضعیف کرد. چند سال بعد از آن خیزش های انقلابی در خاورمیانه و شمال آفریقا به متحدین آمریکا نشان داد که با اتکا به حمایت آمریکا نمی توانند دیکتاتوری خود را تضمین کنند و این تحولات و پیامدهای آن هم موقعیت رهبری آمریکا را بیشتر تحت فشار قرار داد. آمریکا به دلیل افول قدرت اقتصادی اش به همین دلیل ساده که در افغانستان و عراق هم نتوانست نظم مورد نظر خود را برقرار نماید، قادر به برپایی یک جنگ دیگر در منطقه خاورمیانه نیست. با این وجود دولت آمریکا با تشدید تحریم های اقتصادی علیه ایران، اعمال فشارهای سیاسی و دیپلماتیک کنترل شده، جنگ روانی و تلاش برای شکل دادن به یک اجماع بین المللی علیه جمهوری اسلامی برای تغییر رفتار آن تلاش خواهد کرد. اهداف مشخص دولت آمریکا از تشدید این فشارها، گسترش اجرای مفاد توافقات هسته ای برای مدت نامحدود، نظارت بر برنامه های تولید موشک بالستیک رژیم و کنترل مداخله گری های سیاسی و نظامی آن در کشورهای منطقه می باشد.

رژیم جمهوری اسلامی که خود منشأ تشدید فقر و فلاکت اقتصادی و محرومیت های اجتماعی و سیاسی در ایران است، از همان سالهای اول به قدرت رسیدن پشتیبان مادی و الهام بخش گروه ها و جنبش های اسلامی سیاسی در منطقه بوده است. این رژیم از همان ابتدا، یک دوره با سیاستهای پاناسلامیستی و حمایت از گروه های اسلامی و گروگانگیری و سپس بابزرگنمایی در مورد برنامه اتمی خود و یا از مداخله گری در کانون های بحران خاورمیانه و تولید و آزمایش موشک های دوربرد به عنوان حربه هایی جهت مقابله با گسترش نفوذ آمریکا و متحدین آن در خاورمیانه و کسب موقعیت برتر در کشمکش های منطقه ای استفاده کرده است. رژیم جمهوری اسلامی در دوره های رفسنجانی، خاتمی و روحانی از یک طرف با تکیه بر این اهرمهای فشار و از طرف دیگر با استفاده از فرصت هایی که رقابت قدرتهای بزرگ جهانی برای آن فراهم می آوردند تلاش کرد که مناسبات با آمریکا و غرب را بهبود بخشد، اما هر بار این تلاشها به دلیل اختلاف دورنی خود رژیم با شکست مواجه شدند. اکنون در حالی که به گفته زنگنه وزیر نفت،شرایط اقتصادی از دوران جنگ ایران و عراق سخت تر است و صادرات نفتی از زمان شروع مجدد تحریم ها به یک پنجم کاهش پیدا کرده و در یک کلام اقتصاد ایران در معرض خطر فروپاشی قرار گرفته و رژیم در داخل نیز با موج اعتصابات و اعتراضات کارگری و توده ای روبرو است، جمهوری اسلامی نه توان و نه نقشه ای برای جنگ با آمریکا دارد. در اوضاع کنونی به رغم مخالفت خامنه ای با مذاکره، هدف سپاه پاسداران از ماجراجویی های نظامی تأمین شرایط باصطلاح آبرومندانه برای مذاکره و سازش در راستای استراتژیپایان دادن به تحریم های اقتصادی و تضمین بقاء جمهوری اسلامی است. با اینحال خواه در نتیجه این ماجراجویی ها یا تشدید فشارها باشد و خواه در نتیجه تحریکات قدرتهای منطقه ای،یک عملیات و درگیری نظامی خارج از برنامه هم می تواند عواقب فاجعه باری داشته باشد.

در این میان طبقه کارگر و مردم ستمدیده منطقه باید بدانند که جدال و کشمکش طرفین این منازعههیچ ربطی به منافع آنان ندارد. اگر دولت آمریکا و جمهوری اسلامی هردو سعی میکنند که منافع امپریالیستی و سرمایه دارانه خود را مترادف با منافع مردم نشان دهند به این دلیل ساده است که می خواهند توده های مردم را به پیاده نظام منازعات و کشمکشهای ارتجاعی خود تبدیل کنند. اما کارگران و مردم ایران شاهد عواقب فاجعه بار لشکرکشی آمریکا به کشورهای منطقه و پیامد هولناک تحریم های اقتصادی آمریکا علیه مردم عراق بوده اند. آنها به تجربه دریافته اند که برای پایان دادن به عوارض ویرانگر این کشمکش ها راهی جز تشدید مبارزه برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و افشای ماهیت واقعی سیاست های امپریالیستی دولت آمریکا و آن بخش از نیروهای اپوزیسیون که به مداخله آمریکا امید بسته اند وجود ندارد.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false