دورنمای جنبش دانشجویی

در سالهای اخیر با عبور جنبش کارگری و جنبش های اعتراضی از قالب ها و چهارچوب هایی که اصلاح طلبان حکومتی در مقابله علیه وضع موجود پیشِ پای جنبش های اجتماعی می گذاشتند و بویژه با عروج خیزش سراسری دی ماه ۱۳۹۶ و پایان سلطه گفتمان اصلاح طلبیِ حکومتی، قابل پیش بینی بود که صف بندی سیاسیِ حاکم بر جنبش دانشجویی هم تغییر کند.  تحت تأثیر این تحولات نقش رهبریِ تشکل های دانشجوییِ وابسته به اصلاح طلبان حکومتی و جریانی مانند “سازمان تحکیم وحدت” هم پایان بگیرد و زمینه مناسب تری برای رشد گرایش رادیکال و سوسیالیستی در جنبش دانشجویی فراهم گردد. در این سالها بر پائی تجمع های دانشجویی در دفاع از خواسته ها و مطالبات کارگران و معلمان و فریاد شعارهای “نان- کار- آزادی، اداره شورایی”، “فرزند کارگرانیم کنارشان می‌مانیم”، “دانشجو، کارگر، معلم، اتحاد اتحاد”، “دانشجو آگاه است با کارگر همراه است”و “دانشگاهِ پول گردان تضعیف زحمتکشان”، به روشنی جهت گیری طبقاتی گرایش سوسیالیستی در جنبش دانشجویی را بازتاب می دهد. سال گذشته زمانی که خامنه ایِ جلاد شامگاه سه‌ شنبه ۲۸ آبان در پنجمین روز خیزش سراسری اعلام کرد: «دوستان و هم دشمنان بدانند ما در عرصه‌ جنگ نظامی و سیاسی و امنیتی دشمن را عقب زدیم». این “اعلام پیروزی” در جنگی بود که در آن سوی جبههِ نبرد خیل تهیدستان شهری، جوانان بیکار، این شهروندان به حاشیه رانده شده قرار گرفته بودند، نه سنگری داشتند و نه سلاحی در دست. دانشجویان در روز ۱۶ آذر با بانگی رسا به این گستاخی خامنه ای پاسخ دادند و اعلام کردند که از خون جانباختگان خیزش آبان نمی گذرند و راهشان را ادامه خواهند داد. جنبش دانشجویی نام جان باختگان خیزش آبان ماه را در لیست جانباختگان راه انقلاب ثبت کردند. این واقعیات نشان می دهد که فضای حاکم بر دانشگاه ها و صف بندی سیاسی موجود در جنبش دانشجویی تا چه اندازه از فضای عمومی حاکم بر جامعه تأثیر می پذیرد.

این تحولات یک شبه اتفاق نیفتاد. از تیر ماه ۱۳۷۸ که اعتراضات دانشجویی به توقیف روزنامه “سلام” آغاز شد و همدستی اصلاح طلبان حکومتی با سپاه و بیت رهبری در یورش به دانشجویان زمینه سازِ گسست بخش هایی از بدنه جنبش دانشجویی از اصلاح طلبان حکومتی و سازمان تحکیم وحدت شد، بیش از بیست سال می گذرد. در آن مقطع جنبش دانشجویی به سرعت مطالبات سیاسی و رادیکال را سرلوحه مبارزات خود قرار داد و این تحول به بستر تقویت گرایش چپ و سوسیالیستی در میان دانشجویان بعد از “انقلاب فرهنگی” تبدیل شد.

طیف نسبتا گسترده دانشجویان چپ رادیکال متشکل از گرایش‌هایی متنوع  سیاسی در اوایل دهه هشتاد فعالیت های خود را عمدتا در نشریات مختلف دانشجویی در همراهی با جنبش‌های کارگری و زنان و از جمله برگزاری و شرکت در مراسم اول ماه مه و هشت مارس متمرکز کردند. اما این جنبش نوپا به دلیل نا آزمودگی، ناسنجیدگی و پاره ای اشتباهات، زود هنگام و قبل از آنکه از یک پایهِ توده ای در بدنهِ جنبش دانشجویی برخوردار گردد سرکوب شد. جنبش دانشجویی ایران بعد از سرکوب گرایش چپ و سوسیالیستی در اواسط دهه هشتاد، عمدتا به مطالبات صنفی معطوف شد. این در حالی بود که با روی کار آمدن دولت روحانی و تداوم اجرای سیاست‌های نئولیبرالی، موج جدیدی از خصوصی سازی و کالایی ‌سازی آموزش عالی و کاهش بودجه‌‌ی دانشگاه‌های دولتی و خدمات رفاهی برای دانشجویان آغاز شده بود. معطوف شدن جنبش دانشجویی به خواسته های صنفی در شرایطی بود که ضرورت مقابله با خصوصی سازی و کالایی کردن آموزش عالی،در هم شکستن فضای امنیتی حاکم بر دانشگاه ها، مقابله با سیاست تفکیک جنسیتی، به عقب راندن سیاست اسلامی کردن دانشگاه ها، همه و همه در گرو آن بود که جنبش دانشجویی از مبارزه صنفی فراتر رفته و طرح خواسته های سیاسی و دمکراتیک را به پرچم مبارزات خود تبدیل نماید. حضور چشمگیر دانشجویان در خیزش سراسری دی ماه۹۶ و خیزش آبان ۹۸ سال گذشته و تلاش فعالان آن برای پیوند با جنبش کارگری نشان از آن دارد که جنبش دانشجویی افق رهائی بخش خود را باز یافته و به جایگاه و نقش تاریخی خودش واقف شده است.

کمونیست های جنبش دانشجویی، در شرایطی که جامعه ایران آبستن خیزش های عظیم اجتماعی و انقلاب است و صحنه سیاسی جامعه ایران می رود تا به صحنه جدال آلترناتیوها تبدیل گردد، لازم است یک جنبش سیاسی و فکری نیرومند حول دفاع از آرمانها و آلترناتیو سوسیالیستی  را در دستور کار قرار دهند. نخست از بُعد تبلیغِ جهان بینیِ سوسیالیستی و دفاع از اعتبار علمی آن، به تقویت گفتمان سوسیالیستی در سطح جامعه کمک نماید.  دوم از بُعد مقابله با لیبرالیسمِ بورژواییِ ایران که یکی از وظایف مهم مارکسیستها  در جدال ایدئولوژیک در دوره کنونی است سهم خود را ادا کند. ادای سهم در نقد ریشه ای لیبرالیسم می تواند بزرگترین خدمت فعالین سوسیالیست جنبش دانشجویی در کنار زدن موانع ذهنیِ پیشروی جنبش کارگری و دیگر جنبش های پیشرو اجتماعی باشد.

در شرایطی که از یکسو بخش بزرگی از بدنه و پایگاه جنبش دانشجویی را زنان جوان تشکیل می دهد، طبیعتا مسایل جنبش زنان از اهمیت بسیار بالایی برای جنبش دانشجویی برخوردار می باشد و لازم است پتانسیل اعتراضی بالایی که قاعدتا  حضور جمع کثیری از زنان در دانشگاه را ایجاد می کند، در خدمت تعمیق و تقویت این جنبش قرار گیرد.  از اینرو لازم است که بخش رادیکال جنبش دانشجویی، بخشی از نیروی خود را به شکل تخصصی و سیستماتیک به مسایل جنبش زنان اختصاص دهد و به امر تقویت قطب چپ و رادیکال جنبش زنان، به میدان آوردن زنان کارگر و زحمتکش وجهت گیری اتحاد با جنبش کارگری در بین صفوف این جنبش و مقابله با گرایش راست و لیبرال یاری رساند.

نقد بنیادین ناسیونالیسم و شووینیسم ایرانی و گرایش ناسیونالیستی در میان دانشجویانِ منتسب به ملیتهای تحت ستم از دیگر وظایف محوری سوسیالیست های جنبش دانشجویی است. نباید اجازه داد رشد این گرایشات به همبستگی و مبارزات سیاسی و دمکراتیک جنبش دانشجویی لطمه بزند. در همین راستا دفاع از جنبش انقلابی کردستان و طرح و تبلیغ پیگیرانه  آلترناتیو  و راه حل سوسیالیستی برای رفع ستم  ملی از اهمیت زیادی برخوردار است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *