سخنی به مناسبت ۳۱ خرداد، روز پیشمرگ کومه له

تاریخ شکل گیری مبارزات خستگی ناپذیر نیروی پیشمرگ کومه له، تاریخ مبارزه و مقاومت، تاریخ جنبش انقلابی مردم کردستان است. ۴۱ سال پیش، سنگ بنای نیروی پیشمرگ کومه له در شرایطی نهاده شد که جامعه ایران در آستانه یک نقطه عطف و یک تحول تاریخی قرار گرفته بود. از سویی مردم به پاخاسته در یک انقلاب توده ای،‌ از سلطه دیکتاتوری پادشاهی رهایی یافته و فرصتی به دست آورده بودند تا نفسی به آزادی بکشند و از سوی دیگر، کابوس استیلای یک رژیم به غایت ارتجاعی و دشمن آزادی که خود را برای به دست گرفتن قدرت آماده می کرد جامعه‌ ایران را فراگرفته بود.

جریان اسلامی وظیفه خفه کردن صدای انقلاب ایران را به عهده گرفته بود و در گوشه و کنار ایران کار سرکوب مبارزات آزادیخواهانه و رهایی بخش مردم را پیش می برد. اما در کردستان وضع به گونه ای دیگر بود. ضعف جریان اسلامی، نفوذ خط مشی و اندیشه چپ، رادیکال و غیرمذهبی در میان مردم و وجود احزاب سیاسی، همه اینها توازن قوای متفاوتی را به وجود آورده بود. کارگران استثمار شده خواهان زندگی بهتری بودند. زحمتکشان روستا که از قید بقایای فرتوت نظام ارباب و رعیتی رهایی یافته بودند، زنان تشنه حقوق برابر، توده های مردمی که نمی خواستند بیش از این ستم ملی بر دوش شان سنگینی کند، همه این خواست ها و آرزوها در یک جنبش مقاومت توده ای تجلی یافته بود، جنبشی که خود را برای مقابله با رژیم تازه به قدرت رسیده ای که دستاوردهای انقلاب مردم را تهدید می کرد، آماده می ساخت.

در ابتدا، مرتجعین محلی و بقایای نظام پوسیده ارباب و رعیتی تلاش کردند تا با اتکا به دولت مرکزی موقعیت از دست رفته خود را باز یابند. به همین منظور دار و دسته های مسلح راه انداخته بودند و زحمتکشان روستاها را مورد تهدید قرار می دادند. برای خنثی کردن این حرکت، کومه له، زحمتکشان کردستان را فراخواند تا در اتحادیه های دهقانان،‌ دور هم جمع شوند و متشکل و مسلح از حقوق خود دفاع کنند. همزمان با نزدیک شدن زمان حمله قریب الوقوع رژیم به کردستان،‌ مراکز آموزش نظامی کومه له در شمال و جنوب کردستان برای آماده کردن کادر جهت نیروی پیشمرگ کومه له ایجاد گردید. ستون فقرات نیروی پیشمرگ کومه له را مبارزینی تشکیل دادند که در این مراکز آموزش دیده  بودند. نیروی اتحادیه های دهقانان تحت هدایت رهبری کومه له،‌ در “مریوان، دیواندره، کامیاران، ‌سردشت، بوکان و مهاباد”،‌ وظیفه خود را با موفقیت به انجام رساندند. زمین ها بین دهقانان فقیر تقسیم گردید و دار و دسته های مسلح اربابان، از هم پاشیدند.

شور و شوق زحمتکشانی که با دستان خود پیروزی را به دست آورده و به آینده روشن امید بسته بودند و فضای سیاسی دمکراتیکی که کل جامعه کردستان را فرا گرفته بود، این منطقه را به سنگر محکمی برای ادامه انقلاب ایران تیدیل نمود. گسترش نفوذ سیاسی و اجتماعی کومه له و رشد توانایی های آن در بسیج و سازماندهی توده ها که در چندین رویداد تاریخی نظیر کوچ مردم مریوان، اعتصاب عمومی یک ماهه مردم سنندج برای اخراج سپاه پاسداران از این شهر، راهپیمایی های وسیع به سوی شهر مریوان به منظور پشتیبانی از مردم  این شهر، خود را نشان داد.

کارگران وزحمتکشان کردستان افق دیگری را برای آینده انقلاب ایران پیش رو داشتند، برای رژیم به قدرت رسیده اسلامی قابل تحمل نبودند. به همین دلیل پس از مدتی فریبکاری و این دست و آن دست کردن، همه درهای گفتگو و مذاکره را بست و بعد از به وجود آوردن چندین فاجعه نظیر کشتارهای “قارنا و قلاتان” و جاهای دیگر، به فرمان خمینی در تاریخ ۲۸ مرداد سال ۱۳۵۸ تهاجم گسترده و وحشیانه به کردستان آغاز شد. کومه له مردم کردستان را به مقاومت در برابر این تهاجم در همه عرصه ها فراخواند. مردم کردستان از این فراخوان استقبال کردند و تاریخ پر فراز و نشیب و پر از درس و تجربه ۴۱ سال گذشته را ساختند.

چشم انداز نیروی پیشمرگ کومه له برای رهایی مردم کارگر و زحمتکش، انقلاب است. انقلابی که نیروی محرکه آن را کارگران و زحمتکشان تشکیل می دهند. چنین انقلابی نه ناشی از اراده ما بلکه مبتنی بر واقعیات بنیادین اقتصادی و اجتماعی است. تضادهای طبقاتی، نابرابری ها و تبعیض ها و محرومیت های اجتماعی، فقدان آزادی های فردی و سیاسی، ممانعت از آزاد اندیشی و  آزاد زیستن و غیره است که یک جامعه را به سوی انقلاب سوق می دهد، انقلاب به معنی جابجایی قدرت سیاسی از اقلیتی کوچک به اکثریت تولیدکنندگان ثروت و نعمت جامعه، یعنی ایجاد تحولات بنیادی اقتصادی و اجتماعی در زندگی مردم.

نیروی پیشمرگ کومه له تلاش می کند تا به سهم خود توازن قوا را به نفع جبهه مردم کارگر و زحمتکش عوض کند و شرایط  انقلاب و قیام توده ای را نزدیکتر سازد. در نتیجه فعالیت این نیرو، پیروزی نهایی در مبارزه برای تحقق اهداف مردم کردستان و تامین آزادی و حق تعیین سرنوشت،‌ از راههایی سهل تر و کم تلفات تری میسر خواهد شد. مردم کردستان با پشتیبانی خود از این نیرو،‌ با مشارکت در فعالیت های آن،‌ در واقع از حرمت انسانی خود دفاع کرده اند.

اگرچه چندین سال است که ‌ این نیرو در پیروی از یک سیاست اعلام شده معین، ‌فعالیت های مستقیم نظامی علیه نیروهای جمهوری اسلامی انجام نداده، اما همواره خود را با این رژیم در حال جنگ دیده است و هرگز جایگاه مبارزه و مقاومت مسلحانه و حقانیت آن در استراتژی ما زیر سوال نرفته است.

واقعیت این است که مبارزه مسلحانه با هجوم نیروهای رژیم اسلامی به مردم کردستان تحمیل شد. مردم کردستان آزادی می خواستند و چون مصمم بودند که از دستاوردهای دمکراتیکی که در جریان سرنگونی رژیم شاه به دست آورده بودند، دفاع کنند، ناگزیر شدند که دست به اسلحه ببرند. دفاع از این آزادی بدون جانفشانی میسر نبود. آنان به خشونت متوسل نشدند، بلکه در برابر خشونت ایستادگی کردند و از حرمت انسانی خود دفاع نمودند. وقتی نیروهای رژیم را عقب راندند و کردستان را یکبار دیگر از زیر سلطه رژیم سرکوبگر خارج کردند، در بسیاری از نقاط کردستان نمونه های ارزشمندی هم از زندگی مدنی و دمکراتیک را تجربه نمودند.
این ماهیت سرکوبگرانه رژیم مذهبی حاکم است که انقلاب را در ایران به سوی اشکال قهرآمیز سوق می دهد. با چنین چشم اندازی و در متن یک انقلاب توده ای است که مبارزه مسلحانه نیروی پیشمرگ نیز جایگاه خود را پیدا می کند. با چنین چشم اندازی است که ما بر ضرورت ادامه کاری و آمادگی نیروی پیشمرگ پای می فشاریم.
در مناسبت روز پیشمرگ کومه له یاد رفیق “سعید معینی” اولین پیشمرگ و اولین جانباخته کومه له ، که روز پیشمرگ کومه له به یاد و خاطره وی و روز جانباختنش نامگذاری شده است و یاد هزاران رزمنده و انسان شریفی را که در صحنه های مختلف نبرد با یکی از درنده ترین و تاریک اندیش ترین دیکتاتوری های این عصر جان باختند، گرامی می داریم و به خانواده های سرفراز و مقاوم آنان درود می فرستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *