×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
false

اکنون نزدیک به چهار هفته از اعتراضات توده ای در لبنان و عراق میگذرد. عقب نشینی دولتهای حاکم در این کشورها و  سرکوب معترضین نتوانسته است که مردم را به خانه هایشان برگرداند. اگر دولتهای فاسد قومی و مذهبی بازگشت به اصطلاح آرامش بر جامعه را در پایان یافتن اعتراضات میبینند، مردم بالعکس به حق بازگشت آرامش به جامعه را از مجرای تحقق مطالباتشان میبینند. این مردم نان میخواهند، این مردم کار میخواهند، آب و برق میخواهند و مهمتر از همه خواهان پایان دادن به سلطه چند دهه جریانات قومی و مذهبی بر سرنوشت خود هستند. مردم همه روزه بیشتر برمطالباتشان پای می فشارند و در این رهگذر اکنون یکی از آماج جنبش اعتراضی خود را متوجه حضور رژیم جمهوری اسلامی در این کشورها کرده اند. چه در لبنان و چه در عراق فرقه های ارتجاعی مذهبی و میلیشای نظامی وابسته به جمهوری اسلامی یکی از مؤلفه های مهم بی ثباتی در این جوامع است. مضمون هر دو جنبش اعتراضی سرنگونی دولتهای حاکم است. ولی عدم حضور یک چپ رادیکال و قدرتمند سبب گردیده است که این جنبشها که آشکارا یک جنبش سرنگونی اند، هنوز افق و بدیلی فراسوی نظم حاکم در جامعه قرار ندهند. ادامه اعتراضات جاری، تجربه شکست جنبش های موسوم به بهارعربی، تجربه شکست انقلاب پنجاه و هفت در ایران، همه میتوانند آزمونهای های مناسبی باشند که جنبشهای اعتراضی در عراق و لبنان بتوانند مطالبات و افق های اثباتی خود را در مقابل جامعه قرار دهند.

اما از زاویه تغییر و تحولات در ایران، جنبشهای فوق از آنجایی که یکی از مطالبات خود را خروج جمهوری اسلامی اعلام میکنند، لذا جمهوری اسلامی را با چالشهای جدید در خارج از مرز روبرو کرده اند. واقعیت این است که شکل دادن به نظم دوره پسا داعش در سوریه و عراق جمهوری اسلامی را به بازیگر درجه چندم تحولات در این منطقه تبدیل کرده است. در سوریه بویژه بعد از اعلام خروج بخشی از نیروهای آمریکائی، این روسیه و ترکیه هستند که در حال شکل دادن به نظم دوره پسا داعش و پسا آمریکا، هستند. ترکیه از یکسو در توافق با آمریکا  و از سوی دیگر در توافق با روسیه هجوم وحشیانه خود را به شمال و شرق سوریه با بکار گیری جهادیست ها آغاز کرد و آشکارا معلوم گشت که جمهوری اسلامی در بهترین حالت به بازیگر درجه چهارم در سوریه تبدیل شده است. ترکیه حتی فراتر از آن در سوم وچهارم ماه دسامبر مبتکر اجلاسی در لندن با شرکت سران دولتهای آلمان، فرانسه و انگلستان شده است که در کنار اجلاس ناتو برگزار خواهد شد. در عین حال مسئله اسکان دادن پناهجویان سوری موجود در ترکیه در بخشهای اشغالی ترکیه در سوریه نیز از دستورکارهای اجلاس است.

در عراق نه تنها معترضین خواهان برکناری دولت بلکه با حمله به کنسولگریهای جمهوری اسلامی و شعارهای مشخص علیه حشد شعبی و جمهوری اسلامی خواهان خروج رژیم ایران از عراق هستند. همین مطالبه به گونه ای دیگر از جانب جنبش اعتراضی در لبنان علیه حضور جمهوری اسلامی و حزب اله طرح میشود. از آنجائیکه بدرستی جنبشهای اعتراضی در عراق و لبنان رژیم جمهوری اسلامی را یکی از آماج اعتراضات خود میدانند و رژیم را با چالشهای جدیدی روبرو ساخته اند، لذا شرایط مناسب تری برای اعتراضات کارگری و توده ای در ایران فراهم آمده است. جنبش اعتراضی در ایران بعد از خیزش دیماه بدون تردید تجارب مهمی کسب کرده است. مضافا اینکه با وجود همه سرکوب گریها و بگیر و ببندهای رژیم، جنبش کارگری، اعتراضات معلمان، بازنشستگان، زنان و دانشجویان همچنان به یک عنصر زنده در تبیین تغییر و تحولات جامعه عمل میکنند. ما همچنان با ادامه اعتراضات در هفت تپه روبرو هستیم. آزادی اسماعیل بخشی، سپیده قلیان، عسل محمدی و سایر مدافعان جنبش کارگری اراده آنان را برای پیگیری مطالباتشان استوارتر کرده است. میدانیم که از روز دوشنبه سیزدهم آبان جمعی از کارگران کشاورزی این مجتمع با همراهی تعدادی از کارگران بخشهای دیگر جهت پیگیری مطالباتشان دست به تجمع زده اند. آنان یکبار دیگر در روز جمعه در ادامه تجمعاتشان مطالبات خود را مبنی بر پرداخت فوری و بدون قید و شرط حقوق و مزایای معوقه، توقف فوری تجزیه املاک شرکت و توقف واگذاری هرگونه املاک و اموال به دیگران، بازگشت به کار تمام همکاران اخراجی و لغو احکام صادره و تعقیب قضائی علیه همکاران وحامیان کارگری عنوان کردند.

همزمان با کارگران هفت تپه، کارگران قند شوش نیز روز شنبه در محوطه شرکت تجمع کرده و خواستار بازگشت به کار شدند.  در روز یکشنبه برای چندمین بار بازنشستگان در مقابل مجلس تجمع کردند. آنها میگفتند “معیشت، منزلت، سلامت حق ماست “، ” خط فقر هشت میلیون، حقوق ما دو میلیون “معلم زندانی آزاد باید گردند”، “انجمن، تشکل، حق مسلم ماست”. آنان در بیست و یکم آبان نیز در مقابل مجلس و سازمان برنامه وبودجه تجمع خواهند کرد. این چهارمین تجمع بازنشستگان در طول کمتر از یکسال گذشته است. حدود بیست تشکل و نهاد مربوط به بازنشستگان طی فرخوانی دعوت به تجمع کردند. آنان به “زندگی غیر قابل تحمل”  و “فقر وفلاکت تحمیلی” اعتراض دارند. گفته میشود از حدود سه میلیون دویست هزار نفر از مستمری بگیران و بازنشستگان نزدیک به یک میلیون و نیم بالای شصت سال به علت تأمین نبودن نیازهای معیشتی تمایلی به بازنشستگی نداشته و به بازار کار برمیگردند. اما این بازار کار، بازار نیروی کار ارزان است. طبق گزارش نهم آبان “شهروند” آنان نگهبانی میدهند، در معاملات ملکی و نمایشگاههای اتومبیل پادو هستند، درکارگاههای زیرزمینی در ازاء دستمزدی ناچیز به کار مشغولند. یک عضو هیأت مدیره کانون بازنشستگان میگوید شصت تا هفتاد درصد بازنشستگان زیر خط فقر بوده و هر ماه بین یک تا دو نیم میلیون تومان دریافت میکنند در حالیکه گفته میشود که هزینه معیشت یک خانواده چهار نفره به  بیش از هشت میلیون تومان در ماه رسیده است.

اینان بخشی از قربانیان نظم سرمایه داری – اسلامی و نظم رانت خواران و اختلاسگران هستند. درست از همین زاویه است که جامعه ایران نیاز به یک تغییر و تحول رادیکال دارد که در مرکز آن جنبش مزد و حقوق بگیران قرار داشته باشد. این تغییر و تحول تنها از طریق گسترش مبارزات اجتماعی از طریق سازمانیابی بیشتر اعتراضات و از طریق قرار گرفتن طبقه کارگر انقلابی در رأس جنبش اعتراضی میتواند شکل بگیرد. وظیفه ای مهمتر از این در مقابل ما قرار ندارد. تردیدی نباید داشت که تعرض به رژیم جمهوری اسلامی در داخل بهترین پشتیبانی از مبارزات اعتراضی در لبنان و عراق است.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false