×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
false

شورشها ،قیامهای شهری و اعتراضات توده ای در نقاط  مختلف جهان، موج وار در حرکتند. وسعت و شدت آنها در حدی است که عنوانهای اول بیشتر رسانه های جهان را به خود اختصاص داده اند. این اعتراضات از خواسته ها و  مطالبات اقتصادی آغاز می شوند و  به سرعت کل قدرت سیاسی حاکم در کشورها را هدف می گیرند. منشاء این جنبش ها را در شکاف میان فقر و  ثروت در جهان  که روز بروز عمیق تر می شود، باید جستجو کرد.

بر اساس آماری که اخیرا از جانب سازمان غیر دولتی “اوکسفام”  انتشار یافته است، ثروت ۲۶ نفر از میلیاردرهای جهان برابر با کل دارائی های ۳ ملیارد و ۸۰۰ ملیون نفر ، یعنی نصف ساکنین کره زمین است. مطابق تحقیقات سالانه مجله ” فوربس” چاپ آمریکا، بسیاری از این سرمایه داران هر ساعت بیش  یک ملیون دلار درآمد دارند. در میان آنها مالک کمپانی آمازون هر ساعت بیش از چهار و  نیم ملیون  دلار درآمد کسب می کند.   این در حالی است که بیش از نیمی از مردم جهان روزانه تنها پنج و نیم دلار درآمد دارند. اما این شکاف عظیم از کجا ناشی شده است؟  این یک واقعیت انکار ناپذیر علم اقتصاد است که  کل ثروت جهان محصول کار کارگر است. بدون واسطه کار کارگر نه ثروتی از دل زمین بیرون کشیده می شود، نه بنائی برپا می شود، نه حاصلی از کشاورزی به دست می آید، نه چرخ کارخانه ای می گردد، نه خدماتی ارائه می شود و نه حتی تجارت و بازرگانی صورت می گیرد. این حاصل رنج و کار کارگران است که  غارت می شود. بخش کوچکی از ارزش کار کارگر صرف زندگی بخور و نمیر وی و در واقع بازتولید نیروی کار می شود وبخش دیگر آن کار بدون مزدی است که به صورت ثروتهای نجومی در نزد سرمایه داران انباشته می گردد. دولتها هم وظیفه حفظ این نظام استثمارگرانه را بر عهده گرفته اند.

در همین راستا، مدام قوانین جدیدی در پارلمانها به نفع سرمایه داران و برای تضمین سودآوری سرمایه به تصویب می رسند. به عنوان مثال پرداخت مالیات ثروتمندان به دولت مرتبا کاهش می بابد و در همان حال مالیات کارگران و حقوق بگیران به صورت مستقیم و غیر مستقیم مرتبا پرداخت می شود. اما کاهش مالیات ثروتمندان، کاهش درآمد های دولتها را به دنبال دارد. کاهش درآمد دولتها هم  به پائین آمدن  سطح بیمه های اجتماعی نظیر بهداشت و درمان و آموزش و پرورش و خدمات شهری و  نگهداری از  سالخوردگان و  و غیره منجر می شود. روشن است که زیانها و عواقب ناشی از نازل بودن سطح این خدمات اساسا متوجه کارگران و اقشار تهیدست جامعه است.

در چنین شرایطی است که  امروز شاهد امواج اعتراضات مردمی در گوشه و کنار دنیا بر علیه وضع موجود هستیم. این موج هم در کشورهای پیشرفته سرمایه داری و هم در کشورهای عقب مانده  به حرکت درآمده است. از اکوادر و  شیلی و ونزوئلا در آمریکای لاتین تا فرانسه در اروپا و عراق و لبنان در خاورمیانه و ایران در آسیا و  غیره شاهد نمونه هائی از بروز خشم اکثریت مردم این جوامع علیه هیات های حاکمه و علیه فقر و نابرابری موجود هستیم.  همه جاشعارهائی با مضمون اقتصادی و با هدف بهبود شرایط مادی زندگی سرداده می شود. عمیق تر شدن شکاف میان فقر و ثروت، نازل بودن خدمات اجتماعی، فساد هیاتهای حاکمه، محتوای یکسان بیشتر جنبشهای اعتراضی این دوره در گوشه و کنار جهان را تشکیل می دهند..

جنبش جلیقه زردها در فرانسه دقیقا این روند ناعادلانه را هدف گرفته است. دولت فرانسه با سرسختی تمام در مقابل این جنبش به قیمت رنگین کردن سنگفرش خیابانها از خون فعالین آن ، مقاومت می کند. در اکوادر دولت بورژوائی حاکم  به توصیه صندوق بین  المللی پول چشم طمع به حذف  سوسید ناچیزی که برای سوخت می پردازد، دوخته است و  مردم یقه رژیم حاکم را به دلیل آنکه بانی فقر و همه نابرابریها است، در همه زمینه ها گرفته اند. در شیلی یکی از ثروتمندترین کشورهای آمریکای لاتین  وقتی دولت هزینه حمل و نقل عمومی را بالا برد، یک ملیون نفر در یک روز و  در یک شهر  به خیابانها آمدند و در شعارها و خواسته هایشان بیعدالتی اقتصادی و شکاف دائما رو به افزایش میان فقر وثروت را هدف گرفتند. در لبنان مردم به جان آمده کل سیستم حاکم را که مسبب فقر و نابرابری اقتصادی و اجتماعی است هدف گرفته اند. آنها دولتی را که بر اساس تقسیم قدرت بین طوائف و مذاهب تشکیل شده است، مسبب فقر و تهیدستی خود می دانند و خواهان تغییر کل سیستم سیاسی این کشور هستند. در عراق کشوری که بر دریائی از ثروتهای طبیعی نشسته است و دو رودخانه پر آب خاورمیانه زمینهای حاصل خیز آنرا بارور میکنند، مردم آن از جمله فقیر ترین مردم خاورمیانه هستند و دزدی و فساد سرتاپای رژیم این کشور را در بر گرفته است. خدمات عمومی در نازل ترین سطح ممکن قرار دارند و حتی  مردم از لحاظ تامین برق و آب آشامیدنی هم در مضیقه هستند. تنفر مردم از رژیم حاکم به حدی است که علیرغم هزاران کشته و زخمی در خیابانها از پای نمی نشینند . ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی از ظرفیتهای بالقوه نیرومندی برای تبدیل شدن به یک کانون انقلابی در منطقه برخوردار است. اعتراضات توده ای و کارگری از دیماه سال ۱۳۹۶ به این سو، سمت و سوئی آشکار بر علیه فقر ونابرابری و استثمار  پیدا کرده است. اکنون نیز به مثابه آتش زیر خاکستر، هر دم امکان  زبانه کشیدن آن می رود.

اما  این جنبشها در عین حال به کمونیستها که  نظام سوسیالیستی،  یگانه بدیل واقعی برای پایان دادن به فقر و  نابرابری و بنانهادن جامعه ای آزاد ،عاری از ستم و  استثمار را در برابر نظام ظالمانه سرمایه داری قرار می دهند، فرصتی داده است، تا بر کمبودهای خود در زمینه های مختلف به سرعت فائق آیند و به فعالیتهای خود خصلتی اجتماعی ببخشند.

 

 

 

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false