ماشین سرکوب، زندان و اعدام رژیم را باید از کار انداخت

برمبنای اطلاعات منابع حقوق بشری که در روز یکشنبه ۵مردادماه، ۲۶ ژوئیه منتشرشده، دیوان عالی کشور برای پنج تن از معترضان خیزش دیماه ۹۶ در خمینی شهر که در بازداشت بسر میبرند ،حکم اعدام صادر کرده است. مضافا اینکه بیدادگستری کل استان اصفهان در اطلاعیه ای صدور حکم برای هشت نفر از بازداشت شدگان خیزشهای دیماه ۹۶ وآبان ۹۸ را تائید کرده است. طبق گزارش همین منابع “مهدی صالحی قلعه شاهرخی”، “محمد بسطامی”، “مجید نظری کندری”، “هادی کیانی” و “عباس محمدی” که در جریان خیزش دیماه در خمینی شهر اصفهان دستگیر شده بودند، این محکومین به اعدام هستند.

موج اعتراض گسترده ای که در طول هفته گذشته بخش بزرگی از مدیای داخلی و خارجی را در خود گرفت، رژیم را مجبور به عقب نشینی کرده و احکام اعدام امیر حسین مرادی ،سعید تمجیدی و محمد رجبی که جزو بازداست شدگان خیزش آبان ۹۸ هستند، لفو گردید. براساس آمارهای انتشار یافته از ۱۱ دیماه تا ۴ اردیبهشت دستکم ۸۴ نفر  از زندانیان عادی و سیاسی اعدام شده اند. از این تعداد دستکم ۳۳ نفر پس از اعلام رسمی شیوع ویروس کرونا اعدام شده اند و این در شرایطی بوده است که خانواده های اعدام شدگان حتی نتوانستند برای عزیزانشان مراسم سوگواری برگزار کنند. دستکم دو نفر از کسانی که در جریان شورش در زندانها با توجه به خطر ابتلاء به کرونا موفق به فرار از زندان شده بودند، اعدام گردیدند. در این میان دانیال “زین العابدینی” که به اعدام محکوم شده و حکمش توسط دیوان عالی به تائید رسیده بود، بر اثر ضرب و شتم و شکنجه نگهبانان زندان جان خود را از دست داده و جسد بیجانش را تحویل خانواده اش دادند. او زمانی مرتکب قتل شده بود که بیش از هفده سال نداشت.

در این میان بویژه خطر اعدام بر فراز سر زندانیان سیاسی و عقیدتی میچرخد. فراموش نکرده ایم که چگونه رژیم در سالهای دهه شصت هزاران نفر از کمونیستها، آزادیخواهان و مخالفین خود را به چوبه دار سپرد. حبس های طولانی مدت، شکنجه تا حد نابودی روحی و فیزیکی زندانیان، بخش دیگری از کارنامه خونبار این رژیم است. از کارگرانی که برای احقاق دستمزد عقب مانده شان دست به اعتراض زدند تا زنانی که بر سکوها ایستاده و حجاب سمبل فرودستی زنان را به زیر افکندند،از فعالین اجتماعی و مدنی تا وکلای این فعالین، از اعضاء کانون نویسندگان تا وبلاک نویسان، بخشی از به بند کشیده شدگان رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی هستند.

همه این جنایات بیان این واقعیت است که رژیم راهی جهت ادامه حیاتش جز با تکیه به سرکوب، اعدام و شکنجه ندارد. واقعیت دیگر این است که این ماشین سرکوب، دیگر کارکرد خود را به درجه بسیار بالائی از دست داده است. جامعه ایران دیگر دهه شصت نیست که در میان بهت و حیرت همگانی، گورهای دسته جمعی بر پا کنند. این جامعه، خیزش دیماه مردم به ستوه آمده در بیش از صد و پنجاه شهر را دیده است، این جامعه خیزش آبان را دیده است که چگونه مردم به جنگ نیروهای سرکوبگر رژیم رفته و تعرض آنان را با تعرض متقابل پاسخ دادند.این جامعه اعتصابات پرشکوه چند هفته ای آذرآب، هپکو، فولاد اهواز و هفت تپه را درست در دل بگیر و ببندهای رژیم دیده است. این جامعه اسماعیل بخشی وسپیده قلیان را دیده است که زمانی که از زندان رها میشوند، نه تنها “مستند طراحی سوخته ” رژیم را رسوا میکنند بلکه فراتر از آن پرده از جنایات رژیم در زندانها برمیدارند و هراسی از این ندارند که دوباره به بند کشیده شوند. چه  کسی فراموش میکند که اسماعیل بخشی بعد از همه شکنجه ها وسپس اخراج، زمانیکه همکاران هفت تپه ای او مجددا دست به اعتصاب میزنند، شورانگیزترین همبستگی خود را  همراه آنان میکند . چه کسی فراموش میکند که وقتی از سپیده قلیان همرزم کارگران هفت تپه میخواهند که در خواست عفو نماید، فریاد میزند که آماده است به زندان برود ولی از قاتلین مردم تقاضای عفو نکند. این جامعه مقاومت آنتا دائمی ،نرگس محمدی ، زینب جلالیان ، امیر سالار داوودی، نسرین ستوده، آرش صادقی، گلرخ ابراهیمی، هفت تن از اعضاء هیئت مدیره انجمن صنفی معلمان استان خراسان شمالی که در مجموع به چهل ویک سال زندان ، تبعید ،شلاق ،جریمه نقدی واخراج محکوم شده اند و بسیاری دیگر را می بیند که با وجود اینکه هر لحظه خطر ابتلاء به ویروس کرونا در درون زندان آنها را تهدید میکند، همچنان مقاومت کرده و حاضر نیستند در مقابل رژیم سر فرود آورند. و درست همین شرایط تغییر یافته در توازن قوا و روحیه مردم پس از خیزشهای دی و آبان و همین اعتماد به نفسی که مردم در جریان مبارزات دو سه ساله گذشته کسب کرده اند، سبب گردید که بیش از یازده میلیون در یک کمپین مشترک اینترنتی خواهان لغو اعدام سه جوان خیزش آبان گشته و رژیم را مجبور به عقب نشینی کنند.

با این وجود نباید فراموش کرد که تنها عاملی که میتواند ماشین اعدام ، زندان و سرکوب رژیم را از کار بیاندازد، مقاومت عمومی جامعه در مقابله با اعدام و زندان است. سندیکای کارگران هفت تپه، سندیکای واحد، کانون صنفی معلمان اسلام شهر و انجمن صنفی معلمان کردستان – مریوان به درستی در بیانیه مشترک خود نوشته اند “سکوت در برابر صدور احکام اعدام برای دستگیرشدگان قیام فرودستان در آبانماه منجر به قربانی شدن تعداد بیشتری از شرکت کنندگان در این قیام خواهد شد. ما به گلوله بستن، زندان و انواع فشارهای پلیسی و امنیتی بر معترضان را شدیدا محکوم کرده و خواهان آزادی فوری دستگیرشدگان آبان ۹۸ و پیشتر از آن دیماه ۹۶ هستیم .” این جامعه باید به سوئی حرکت کند که اعدام و شکنجه بخشی از تاریخ تاریک گذشته اش باشد و هیچ کس به اتهام سیاسی و عقیدتی به بند کشیده نشود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *