×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
false

خیزش آبانماه یکبار دیگر نشان داد که در زیر پوست جامعه یک نیروی انفجاری عظیمی نهفته است که اکنون دیگر در فواصل کوتاهی راه به بیرون باز کرده است. این نیرو برای مدتی خیابانها و میادین شهرها را در زیر گام های استوار خود تسخیر کرده و تصویر کوچکی از آنچه در اعماق جامعه میگذرد را به نمایش میگذارد. اگر نزدیک به سه دهه طول کشید که در سال هشتادو هشت بخشی از جامعه در توهم به دست آوردن نتایج آرائی که به صندوق ها ریخته  و در میدان بازی باندهای حکومتی  تصور میکرد که نقش بازی میکند به خیابان آمدند  و برای پایمال شدن حق  موسوی و کروبی از معماران رژیم  فغان به راه انداخته بودند، همانهائی که بیشترشان بخشهای بالای قشر میانه جامعه را نمایندگی میکردند، اگر هشت سال بعد در دیماه نود و شش  مردم پایان یک دوره و آغاز یک دوره جدید را اعلام کرده و با آخرین توهمات جامعه در مورد اصلاح طلبان حکومتی گسست مینمودند، اینبار در آبانماه در فاصله ای حتی کمتر از دوسال شورشی به مراتب گسترده تر از دیماه جامعه را در خود فرو برد. اگر در دیماه بخشی از رژیم  فریبکارانه و با استناد به آغاز خیزش در شهر مشهد  بیشرمانه کوشش میکردند که آن را در چهارچوب جدال فراکسیونها و تحریک شده از جانب باند ذوب شدگان در ولایت  قلمداد کنند، اینبار دیگر تصمیم مشترک رؤسای سه قوه و پشتیبانی بی چون و چرای خامنه ای در مورد افزایش سیصد درصدی نرخ بنزین مجالی برای مانورهای باندهای حاکم باقی نگذاشت. این بار راهی برای سران رژیم باقی نمانده بود که همه در یک ارکستر واحد نوازندگان و خوانندگان بیشرم در مدیاهای رژیم ظاهر شوند. روحانی مدعی شد که در فیلم تهیه شده دیده است که این به اصطلاح ” اشرار وآشوبگران ” چند ده نفری بیش نبوده اند. خامنه ای اما در یک سخنرانی مخفی که به بیرون درز پیداکرد، صحبت از میلیونها نفر میکند. فرمانده بسیج میگوید ” جنگ تمام عیاری علیه نظام وانقلاب بود.” البته در همه این ابراز نظرها گویا دستان خارجی بود که به کار افتاده بود. آمریکا ، عربستان ، منافقین، پهلوی چی ها . البته هم این مردم معترض وهم خود آنها میدانند که طرح این ادعاها بیش از همه دادن آدرس عوضی و روحیه به پایه های رژیم بود. چه کسی نمیداند که مجاهدین و پهلوی چی ها جایی در میان توده های مردم ایران ندراند. آخر مگر نه اینکه بازماندگان و مدعیان سلطنت میلیاردها  از ثروت همین مردم را در چمدانهای خود وبا هواپیماها در جریان قیام مردم غارت کرده و به خارج بردند. مگر نه اینکه مجاهدین از جنس و جوهر همین رژیم اند و نمایندگانشان در راهروهای کاخ سفید و یا در رکاب شیوخ عربستان در رفت و آمدند  و البته این مردم در بغل گوششان سرنوشت مردم افغانستان و عراق ، سرنوشت مردم سوریه و لیبی را دیده اند که چگونه دخالت همین نیروهای امپریالیستی و وابستگان بومی شان  تمام شیرازه های این جوامع را از هم پاشاند. این مردم در بغل گوششان شورش مردم لبنان و عراق را علیه آنچه که به اصطلاح دستآورد دخالت قدرتهای جهانی و منطقه ای بود، میبینند و در این صورت چرا باید ازچاله ای به چاهی و یا از چاهی به چاله ای خود را بیاندازند. همه این ادعاهای بیشرمانه در برخورد به صخره سخت واقعیت اما رنگ میبازند. نماینده دماوند مینویسد “در اعتراضات گرانی بنزین بیش از پانصد نقطه در کشور درگیر وناآرام بودند ” . سخنگوی کمیسیون امنیت مجلس از بازداشت هفت هزار نفر در اعتراضات هفته گذشته خبر میدهد. سازمان عفو بین الملل از کشته شدن صدو چهل وسه نفر سخن میگوید و همه میدانیم که آمار دستگیرشدکان و کشته شدگان بسیار بیشتر از این رقم هاست.نماینده وزارت اطلاعات در کمیسیون امنیت مجلس میگوید “ما تمامی برآوردهای خود را از یکسال قبل به وزارت کشور اعلام کردیم، بحران امنیتی را پیش بینی کرده و در این باره یکسال قبل نامه ای به وزارت کشور نوشتیم “. نماینده اطلاعات سپاه پاسداران در همان جلسه میگوید ” این حوادث آخر نخواهد بود ” و بالاخره در شهریور ماه همین سال نماینده خامنه ای در استان مرکزی با توجه به اعتراضات کارگری گفته بود ” اگر روند اعتراضات کارگری به این صورت دوام یابد به دور از تصور نیست که وقایع سال نود و شش مجدد رخ دهند” .

واقعیت این است که دامنه سرکوب با این ابعاد تنها نشانه ترسی است که رژیم از نفرت توده های مردم به خود دارد. دیگر حربه های گذشته رژیم در مقابله با اعتراضات کارکردهای خود را از دست داده اند. دیگر نمیتوان پتانسیل انفجاری موجود در جامعه وجنبشهای اعتراضی و مطالباتی را با وعده و وعیدهای انتخاباتی و در بستر جدالهای باند های رژیم خالی کرد.اگر جمهوری اسلامی با مرگ و زندگی روبروست، میلیونها تن از مردم هم با پرسش هست و نیست روبرو شده اند. شرایط به گونه ای است که حتی جامعه شناسانی که رغبتی به انقلاب نداشته و هنوز امیدوارند که سران رژیم را سر عقل آورند اعلام خطر میکنند که ” بزودی سیل دهها میلیون گرسنه ایرانی همه چیز را ویران میکند ” جامعه شناس دیگری که استاد اقتصاد در دانشگاه صنعتی شریف است میگوید “جمعیت حاشیه نشین کشور از مرز نوزده میلیون گذشته و تا سال هزار و چهارصد  دستکم به بیست و سه میلیون نفر خواهد رسید” . او برای نشان دادن درجه فقر میگوید ” در سال ۱۳۶۷ سرانه مصرف گوشت در ایران در سال صدو بیست و دو کیلوگرم بود. در حالیکه این رقم در سال ۱۳۹۰ یعنی در اوج درآمدهای نفتی دولت احمدی نژاد به زیر چهل کیلو گرم کاهش یافت.”  به نوشته روزنامه شرق، شاخص فقر و بیکاری در پائیز سال ۱۳۹۷ به بالای پنجاه در صد رسید و همه اینها در شرایطی است که همه روزه آمار اختلاسها و دزدیهای مقامات رژیم در مقیاس میلیاردی در مقابل چشمان همین مردم قرار میگیرد و درست از همین زاویه است که باید بگوئیم که خیزش آبانماه تنها یک جنبش مطالباتی نبود بلکه در جوهر خود یک شورش سیاسی علیه رژیم بود هر چند که خود را در شکل اعتراض به گران شدن نرخ بنزین بیان میکرد.

واقعیت این است که سرنوشت مبارزه جاری در جریان نبردهای طبقاتی آینده روشن خواهد شد. اما برای پیروزی نبردهای طبقاتی باید ملزومات پیروزی را فراهم کرد. بدون تردید شجاعت و تهور انقلابی یکی از مؤلفه های اساسی است اما میدانیم که در مقابل تمام دستگاه سرکوب دولت بورژوازی طبقه انقلابی نمیتواند بدون سازمان توده ای خود و بدون حزب سیاسی سراسری خود پیروز نبرد طبقاتی گردد. مردم معترض در جریان اعتراضات روزهای گذشته شجاعت، قهرمانی  و تهور خود را به نمایش گذاشتند. آنچه در این میان غایب بود سازمان توده ای و حزب سیاسی سراسری طبقه انقلابی بود.

true
برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false