نقض سیستماتیک حقوق بشر، در درون و بیرون زندان ها و نبود آزادی و عدالت هم چنان در ایران بیداد می کند!

مادران پارک لاله

۴۲ سال پیش، روح الله خمینی و همراهان جنایت کارش، از همان آغاز با سرکوب، بازداشت، شکنجه و اعدام مخالفان و فعالان سیاسی، قدرت خود را به عنوان یک حکومت اسلامیارتجاعی بلامنازع، به وحشیانه ترین شکل ممکن بر سر مردم ایران آوار کردند و تا به امروز با همان رویه بر مردم حکمرانی می کنند. اسم رمزشان نیز «حکم حکومتی» است. از نام جعلی جمهوری و رأی گیری های کذایی شان نیز تا هماکنون بهره زیادی بردهاند و بسیاری از مردم ستمدیده را یا با فریب و اگر نتوانستند با خشن ترین سرکوب ها و محرومیتها مجبور کرده اند که با این وضعیت کنار بیایند و تمامی جناح های در قدرت نیز تا هماکنون شریک این ساختار آزادی کش و ناعادلانه و سراسر تبعیض و فساد بوده اند. خمینی از دستور اعدام مخالفان بر بام مدرسه رفاه آغاز کرد و سپس خلخالی را به عنوان حاکم شرع برگزید و برای سرکوب و کشتار فعالان سیاسی راهی کردستان و ترکمن صحرا و خوزستان کرد. سپس بازداشت گسترده فعالان سیاسی با قساوت کم نظیری در تمام شهرهای ایران آغاز شد و با بستن دانشگاهها به نام «انقلاب فرهنگی» تمامی نیروهای دگراندیش از دانشجویان و استادان را تصفیه خونین کردند و با کشتار زندانیان سیاسی در دهه ی شصت و قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷، جامعه را به تسلیم یا خمودگی کشاندند. ولی خمودگی فعالان سیاسی و مدنی طولی نکشید و اعتراضات به اشکال مختلف آغاز شد و تا به امروز ادامه دارد. در دی ۹۶ و آبان ۹۸ نیز مردم بدون پرده پوشی در برابر تمامی جناح های در قدرت؛ اصول گرا و اصلاح طلب ایستادند و اعلام کردند که این حکومت را نمیخواهند. پس از روح الله خمینی نیز علی خامنه ای و علی اکبر هاشمی رفسنجانی با همراهی دیگر همدستان شان تا هماکنون با احکام حکومتی، همین رویه ناعادلانه را پیش گرفتهو ادامه داده اند. خودکامگی و وقاحت در آنها آنقدر عریان است که در قرن بیست و یکم خامنه ای به خود اجازه میدهد با حکم حکومتی مردم را از امکان برخورداری از حق سلامت هم محروم کند. در تمام این سالها نیز روزی نبوده است که سرکوب، بازداشت، شکنجه و اعدام معترضان را شاهد نباشیم.

ابراهیم رئیسی نیز رئیس فعلی قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران و یکی از سه عضو اصلی هیات مرگ قتل عام هزاران زندانی سیاسی در تابستان ۶۷ است. او نقشی مؤثر در اجرایی کردن «حکم حکومتی» روح الله خمینی داشت و یکی از متهمان اصلی این جنایت است که در حقوق بین الملل به جنایت علیه بشریت شناخته می شود. او در جلسه شواری عالی این قوه گفته است: « ما آمادگی داریم در زندانهای خود را باز کنیم تا هر کسی که بخواهد این زندان ها را ببیند، مشروط به اینکه بگذارند ما هم هر زندانی را که در کشور آنها میخواهیم ببینیماو مدعی شده است که در جریان شیوع ویروس کرونا، هیچ حکومتی در دنیا به اندازه جمهوری اسلامی ایران، رفاه حال زندانیان را در نظر نگرفته است. او در اثبات ادعای خود گفته استبیش از ۱۲۰ هزار زندانی در ایران در دوران بحران شیوع کرونا به مرخصی رفتهاند». ما میگوییم بر فرض محال اگر ادعای این جنایت کار (او یکی از متهمان اصلی تمامی جنایت ها در طی ۴۲ سال گذشته تا اکنون است.) درست باشد،همین تعداد بالای زندانیان به مرخصی رفته در ایران، نشان از آن دارد که نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران بیداد میکند و تعداد زندانیان سیاسی و عادی در ایران بسیار بیشتر از این تعداد و فاجعه بار است.      

اگر تنها به گزارش های ارایه شده از نقض حقوق بشر در یک هفته یا یک ماه یا سال گذشته نگاهی بیاندازیم، عمق فاجعه سرکوب های وحشیانه در ایران را میتوانیم دریابیم. پارهای از نقض حقوق بشر در ایران در ۱۲ روز گذشته را در گزارش زیر این بیانیه میتوانید ببینید.

در این شرایط که نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران بیداد میکند و مردم از تمامی جهات؛  اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و حتی فرهنگی جان به لب شده اند، ابراهیم رئیسی با وقاحت تمام از رافت اسلامی دم می زند. «رافت اسلامی» او و تمامی شکنجه گران و جنایت کاران حکومت اسلامی ایران، چیزی نیست جز وحشیانه ترین انواع سرکوب مخالفان و معترضان از جمله: سنگسار، قصاص، اسیدپاشی، قتل های ناموسی، حجاب اجباری، قمه زنی، سلاخی کردن، شکنجه، شلاق، اعدام، ترور، به گلوله بستن مردم معترض در کوچه و خیابان و آسمان، بازداشت،اعتراف گیری، سانسور، اخراج، دادگاه های ناعادلانه و مخفیانه، فقر، فساد، اختلاف طبقاتی شدید و انواع و اقسام تحقیرها، تبعیض ها، محرومیتها و بیعدالتیها که در این ۴۲ سال برای مردم کم نگذاشته اند و تنها کاربرد این «اراجیف» برای فریب جیره خواران داخلی و خارجی کر و کور است که تنها به سود و حفظ قدرت خود میاندیشند. تنها وضعیت کنونی بهنام محجوبی و دو زندانی سیاسی زن و مرد به نام های زینب جلالیان و سعید ماسوری که با حبس ابد و شدیدترین شکنجه ها، هر کدام به ترتیب ۱۳ سال و ۲۰ سال است که بدون یک روز مرخصی در حبس اند، گویای روشنی بر قساوت، دروغگویی و بیشرمی تمامی مسئولان حکومتی در ایران است.

بهنام محجوبی، متولد ۱۳۶۶ و از معترضان دراویش گنابادی است. او در سه سال پیش در حمله وحشیانه به تجمع دراویش گنابادی در گلستان هفتم، بازداشت و پس از مدت کوتاهی با وثیقه آزاد شد. او را در سال ۹۸ به ۲ سال حبس ناعادلانه محکوم کردند و در خرداد ۹۹ بازداشت شد. بهنام را از مهر ۹۹  به خاطر ابتلا به بیماری پانیک اعصاب به روان پزشکی امین آباد منتقل کردند. نیمه شب ۲۵ بهمن، حال او خراب میشود و او را به درمانگاه میبرند و گفته شده دکتر حضور نداشته و داروهای اضافی به او میدهند و او به کما میرود و شبانه او را به بیمارستان لقمان تهران منتقل میکنند. پزشک معالج بیمارستان لقمان به خانواده گفتهسطح هوشیاری بهنام ۳ بوده و تنها با دستگاه قادر به تنفس است». گفته میشود بهنام محجوبی هم چنان در حال کماست و حتی خبر مرگ وی در ۲۸ بهمن توسط دوستان او در فضای مجازی دست به دست شد، ولی مصطفی دانشجو وکیل شماری از دراویش گنابادی، با تکذیب خبر درگذشت بهنام محجوبی گفت علایم حیاتی در او ضعیف است. امید که این خبر درست باشد و این زندانی به زندگی بازگردد. مادر، همسر و خواهر بهنام در جلوی بیمارستان لقمان تهران درد میکشند و زاری میکنند و نمیدانند که چه بلایی بر سر عزیزشان آورده اند. در این شرایط جان فرسا، تعدادی از مادران و خانوادههای داغدار و دادخواه و زندانیان سیاسی و انسانهای آزاده نیز  یار و همراه خانواده بهنام محجوبی شدهاند. بهنام در فایلی صوتی از بیمارستان روانپزشکی امین آباد گفته بود: «من را به شکل صلیب به تخت بستند. آمپول و قرص میدادند، روی من ادرار میکردند و کارهای خلافی که رویم نمیشود بگویم. به من گفتند باید به حمام بروی. اما همه را لخت کردند و مسخرهبازی در میآوردند. من در امین آباد افول انسانیت را دیدم.». خانم صالحه حسینی، همسر بهنام محجوبی در ۲۹ بهمن درباره وضعیت همسرش به رادیو فردا گفت: «بدنش خیلی ورم کرده و داغ است. یعنی بالاتر از دمای معمولی است و تب دارد. سه چهار دستگاه به او وصل است و با دستگاه نفس میکشد. پایش را که فشار دادم اصلاً هیچ حسی نداشت و احساس نمیکرد.». در سوم اسفند ۹۹ خبر رسید که متأسفانه بهنام محجوبی از میان ما رفت. در حقیقت او و خانواده اش را با شکنجه های بسیار چند باره کشتند. مسئولان حکومتی برای جلوگیری از خشم و خروش مردم در تهران، پیکر او را با سرعت و با هواپیما به کرمان منتقل کردند. خانواده را نیز در تهران و در کرمان، به شدت تهدید کردند و آزار دادند که خاک سپاری باید آرام باشد. مادر بهنام گفته بود که قبل از خاک سپاری پسرش، باید پیکر او کالبد شکافی شود تا علت مرگ او را بدانند، ولی ماموران امنیتی به شدت او و خانواده را تهدید کردند که اگر اصرار کنند، پیکر بهنام را مخفیانه در گوشهای به خاک می سپارند. شکنجه ای دیگر به خانوادهها که روال معمول حکومت در این ۴۲ سال بوده است. امروز پیکر بهنام در جوی به شدت امنیتی، در کرمان به خاک سپرده شد. باز خوشحالیم که تعدادی از دوستان و دراویش گنابادی، خانواده را از بیمارستان لقمان در تهران تا کرمان با یک اتوبوس همراهی کردند. این همان رأفت حکومت اسلامی ایران است که رئیسی و دیگر شرکای جنایت کارش از آن دم می زنند. هر انسان شریف و آزادهای حتی اگر فرسنگ ها از ایران دور باشد، با کمی تحقیق در مدیا میتواند به ماهیت فاشیستی «حکومت اسلامی ایران» که جمیع جنایت کاران در آن جمع اند، پی ببرد.

ما مادران پارک لاله ایران، به عنوان صدایی از جنبش دادخواهی مردم ایران، این چرخه ی آزادی کشی، سرکوب، بازداشت،شکنجه، جنایت، تبعیض، بیعدالتیو نبود مسئولیت پذیری و پاسخگویی را به شدت محکوم میکنیم و خواهان: ۱) لغو مجازات اعدام و شکنجه، ترور، کشتار خیابانی، شلاق، سنگسار و قصاص، ۲) آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی، ۳) محاکمه و مجازات آمران و عاملان تمامی جنایتهای صورت گرفته توسط مسئولان جمهوری اسلامی ایران از ابتدا تا به امروز در دادگاه هایی علنی و عادلانه هستیم. ما هم چنین برای؛ ۴) حق آزادی بیان و اندیشه، ۵) حق داشتن تجمع، تشکل و اعتصاب، ۶) رفع هرگونه تبعیض و ۷) جدایی دین از حکومت مبارزه می کنیم، زیرا علت اصلی این بیعدالتیها و نابرابریها را در ساختار ناعادلانه و تبعیض آمیز حکومت اسلامی ایران و قوانین آزادی ستیز آن می دانیم.

ما هم چنین، خواستار آن هستیم که هر چه زودتر جاوید رحمان، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، برای بررسی نقض سیستماتیک حقوق بشر در زندان ها و بیرون زندان ها به ایران بیاید و گزارشی علنی و شفاف از بازدید خود به مردم ایران و جامعه بین المللی ارایه دهد.

مادران پارک لاله ایران به آدرس سایت: www.mpliran.net

ما امضا کنندگان، با اندوه فراوان و از صمیم قلب به خانواده داغدار محجوبی و حسینی تسلیت میگوییم و همراهی خود را با خواستههای این بیانیه اعلام می کنیم

امضاکنندگان به ترتیب حروف الفبا:

۱) انجمن تئاتر ایران و آلمان ـ کلن

۲) انجمن زنان ایرانیمونترال
۳) انجمن جمهوری خواهان آلمان و هلند
۴) انجمن جمهوری خواهان ایرانپاریس
۵) انجمن حقوق بشر و دموکراسی برای ایرانهامبورگ
۶) بنیاد اسماعیل خویی
۷) حامیان مادران پارک لالههامبورگ
۸) حامیان مادران پارک لالهفرزنو
۹) شبکه همبستگی ملی فرزنوکالیفرنیا
۱۰) فدراسیون اروپرس
۱۱) کانون مدافعان حقوق بشر کردستان
۱۲) کمیته دفاع از حقوق بشر در ایرانهجا
۱۳) کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانیپاریس
۱۴) کمیته دفاع از حقوق بشر در ایرانشیکاگو
۱۵) کمیته همبستگی برای حقوق بشر در ایراننروژ
۱۶) کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

۱۷) کانون پناهندگان سیاسی ایرانی در برلین

۱۸) کانون کنشگران دموکرات و سوسیالیست هانوفر
۱۹) کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایرانبرلین

۲۰) مادران پارک لالهدورتموند
۲۱) مادران صلح مونترال
۲۲) نهاد «همه حقوق بشر، برای همه، در ایران»
۲۳) همبستگی برای حقوق بشر در ایرانکلگری
۲۴) همبستگی جمهوری خواهان ایران (هجا) – مونترال

۴ اسفند ۱۳۹۹

رونوشت:

جاوید رحمان، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران

میچل باچله، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

*********************

گزارش پارهای از موارد نقض حقوق بشر در ایران در ۱۲ روز گذشته: 

دوشنبه ۴ اسفند ۹۹:

خالد پیرزاده، زندانی سیاسی زندان تهران بزرگ از صبح امروز دوشنبه ۴ اسفند، در اعتراض به عدم رسیدگی پزشکی و مخالفت میرزا آقایی، رئیس اندرزگاه ۹ زندان تهران بزرگ با درخواست آزادی مشروط او، دست به اعتصاب غذا زد.

احضار ۸ شهروند بهائی ساکن بندرعباس جهت اجرای حکم حبس؛ آرش راسخی، نسیم قنواتیان، مارال راستی، مهناز جان نثار، امید آفاقی، مهرالله افشار، ادیب حق پژوه و فرهاد امری، هشت شهروند بهائی ساکن بندرعباس جهت تحمل دوران محکومیت خود به شعبه ۲ واحد اجرای احکام دادگاه انقلاب بندرعباس احضار شدند.

یک شنبه ۳ اسفند ۹۹:

امروز مصطفی دانشجو، درویش گنابادی و وکیل دادگستری، خبر درگذشت بهنام محجوبی در بیمارستان لقمان تهران را منتشر کرد.

به گفته یک منبع نزدیک به خانواده، پیکر بهنام محجوبی به وسیله هواپیما و توسط نیروهای امنیتی به کرمان، زادگاه وی منتقل شد. خانواده یهنام نیز با دلی خونین زمینی راهی کرمان شدند. این منبع اعلام نگرانی کرده است که خانواده به موقع به کرمان نرسند و نیروهای امنیتی بدون حضور خانواده عزیزشان را مخفیانه به خاک بسپارند، کاری که در طی این سالها بارها نیروهای امنیتی بارها انجام داده اند.

یاشار پیری، فعال ترک (آذربایجانی) ساکن تبریز امروز یکشنبه ۳ اسفندماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

رضا طالشیان جلودارزاده، روزنامه نگار محبوس در زندان تهران بزرگ از صبح امروز یکشنبه در اعتراض به عدم رسیدگی پزشکی و نگرفتن دارو اعتصاب غذا کرد.

شنبه ۲ اسفند ۹۹:

دو شهروند به نام های ابوبکر محمدی و اسکندر محمد، در مرز سردشت به دنبال تیراندازی نیروهای نظامی جان خود را از دست دادند. در این حادثه ماموران در حین تعقیب و گریز اقدام به تیراندازی کرده که موجب سقوط و غرق شدن آنها به داخل رودخانه شدند.

احمد عبداللهی (کعبی)، از اهالی شهرستان شوش واقع در استان خوزستان هفته گذشته توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

جمعه ۱ اسفند ۹۹:

خانوادههای خاوران، پیگیر و دادخواه، چون ماه ها و سالهای گذشته، در خاوران گرد هم جمع شدند و این گورستان بی نام و نشان که هزاران مبارز عاشق در گورهای فردی و جمعی آن مخفیانه به خاک سپرده شدهاند را گل باران کردند.

لیلا میرغفاری، فعال مدنی که دوران محکومیت ۵ ساله خود را در زندان قرچک ورامین سپری میکند، در پی مصرف داروهای اعصاب و روان و خواب آور با مشکلات عدیده جسمی و روانی مواجه شده است.

پنج شنبه ۳۰ بهمن ۹۹:

حکم حبس حامد قره اوغلانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان ارومیه، در دیوان عالی کشور تایید شد. وی پیشتر توسط دادگاه انقلاب ارومیه به ۱۴ سال و یک ماه حبس محکوم شده بود.

بنفشه جمالی، فعال حقوق زنان، به یک سال حبس، پرداخت چهار میلیون تومان جزای نقدی و عدم استفاده از وسایل الکترونیکی هوشمند و شرکت در مرکز مشاوره ماوا در شهر قم محکوم شد. حکم حبس خانم جمالی به مدت ۵ سال به حالت تعلیق در آمده است.

دو متهم در دادگاه کیفری استان تهران، در کنار سایر مجازات ها، به تحمل ضربات شلاق محکوم شدند. این در حالی است که کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی صراحتا استفاده از مجازات های تحقیر آمیز و نافی کرامت انسانی مانند شلاق را ممنوع کرده است.

چهارشنبه ۲۹ بهمن ۹۹:

دستکم ۹ زندانی که پیشتر از بابت اتهام به قتل به اعدام محکوم شده بودند، در زندان رجایی شهر کرج اعدام شدند. ۴ زندانی نیز با اخذ مهلت از اولیای دم از پای چوبه دار به بند بازگشتند. از جمله زندانیان اعدام شدهزهرا اسماعیلیاست که روز گذشته جهت اجرای حکم از زندان قرچک ورامین به زندان رجایی شهر منتقل شده بود. خانم اسماعیلی، ۴۲ ساله و مادر دو فرزند بود. او پیشتر از بابت اتهام قتل همسر خود بازداشت و به اعدام محکوم شده بود. بر اساس گزارش مرکز آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در دوره یکساله (اول ژانویه ۲۰۲۰ تا ۲۰ دسامبر ۲۰۲۰)،  دستکم ۲۳۶ شهروند اعدام شدند و ۹۵ تن دیگر به اعدام محکوم شدند. از جمله اعدام شدگان باید به اعدام ۲ کودکمجرم اشاره کرد و همینطور به محل اجرای ۱ حکم اعدام که در ملا عام بوده است. بنا بر همین گزارش بیش از ۷۲ درصد اعدام های صورت گرفته در ایران توسط دولت یا نهاد قضایی اطلاع رسانی نمیشوند که نهادهای حقوق بشری اصطلاحا آن را اعداممخفیانهمیخوانند.

خانم صالحه حسینی درباره وضعیت همسرش بهنام محجوبی به رادیو فردا گفت: «بدنش خیلی ورم کرده و داغ است. یعنی بالاتر از دمای معمولی است و تب دارد. سه چهار دستگاه به او وصل است و با دستگاه نفس میکشد. پایش را که فشار دادم اصلاً هیچ حسی نداشت و احساس نمیکرد.».

یاشار سلطانی، روزنامه نگار و مدیرمسئول سایت معماری نیوز با شکایت محمدباقر قالیباف به دلیل انتشار مطالبی در صفحه شخصی خود به تحمل ۱۳ ماه و یک روز حبس محکوم شد.

یک کولبر به نام  قادری، ۲۵ ساله اهل بوکان، متاهل و دارای دو فرزند، بر اثر سرمازدگی در ارتفاعات مرزی بانه واقع در استان کردستان، جان خود را از دست داد.

سمیرا زرگری سر مربی تیم ملی اسکی آلپاین زنان ایران، به دلیل عدم اجازه همسر و ممنوع الخروجی، نتوانست به همراه شاگردان اش برای شرکت در رقابتهای جهانی به ایتالیا برود.

سازمان حقوق بشری فرانت لاین دیفندرز، با انتشار بیانیه ای تایید احکام صادره علیه نجمه واحدی و هدی عمید، فعالین حقوق زنان در دادگاه تجدید نظر را محکوم کرد و ضمن اعتراض به عدم امکان مطالعه پرونده این دو فعال زنان توسط وکلایشان، خواستار فرآیند تجدید نظر خواهی در مورد این احکام شد. این شهروندان پیشتر توسط دادگاه انقلاب تهران مجموعا به ۱۵ سال حبس و سایر محرومیتهای اجتماعی محکوم شدند و احکام صادره توسط تجدیدنظر استان تهران عینا تایید شد.

آنیسا جعفری مهر و داریوش مرادی، فعالین فرهنگی اهل اسلام آباد غرب به صورت شفاهی به دادستانی دادسرای عمومی و انقلاب این شهرستان احضار شدند. این افراد در ۳ آذرماه بازداشت و  در روزهای ۱۷ و ۱۹ آذرماه با تودیع قرار آزاد شدند.

سه شنبه ۲۸ بهمن ۹۹:

غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضاییه در نشست خبری امروز از صدور حکم اعدام برای سه متهم خبر داد. وی اتهام یکی از این متهمین را اقدامات تخریبی و ارتباط با گروه های اپوزیسیون عنوان کرد. وی همچنین از محکومیت سه متهم به حبس های ۸ الی ۱۰ ساله خبر داد و مدعی شد که آنانبا تحریک گروه های ضد انقلابوارد ساختمان دولتی شده و قصد تخریب داشته اند.

گفته میشود بهنام محجوبی هم چنان در حال کماست و حتی خبر مرگ وی توسط دوستان او در فضای مجازی دست به دست شد، ولی مصطفی دانشجو وکیل شماری از دراویش گنابادی، با تکذیب خبر درگذشت بهنام محجوبی گفت علایم حیاتی در او ضعیف است. امید که این خبر درست باشد و این زندانی به زندگی بازگردد. مادر، همسر و خواهر بهنام در جلوی بیمارستان لقمان تهران درد میکشند و زاری میکنند و نمیدانند که چه بلایی بر سر عزیزشان آورده اند.

نوشین جعفری، خبرنگار و عکاس سینما و تئاتر در منزل شخصی خود بازداشت و جهت تحمل دوران محکومیت خود به زندان قرچک ورامین منتقل شد. وی توسط دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.

ناهید تقوی، شهروند دو تابعیتی ایرانیآلمانی با گذشت ۱۲۴ روز از زمان دستگیری کماکان در بازداشتگاه اطلاعات سپاه موسوم به بند دو الف زندان اوین نگهداری میشود.

علی نجاتی از اعضای سندیکای کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه، طی یک تماس تلفنی جهت تحمل دوران محکومیت ۵ ساله خود به شعبه یک واحد اجرای احکام دادسرای اوین احضار شد.

طی دو روز ۲۷ و ۲۸ بهمن، دو پرستار به نام های سعید سلیمانی پرستار بیمارستان امام خمینی در تهران و مریم سادات رشیدی نیا پرستار واحد فیزیوتراپی بیمارستان رازی رشت در گیلان، بر اثر ایست قلبی ناشی از فشار کار جان خود را از دست دادند.

اواسط بهمن، یک نوجوان ۱۶ ساله در بخش دیشموک واقع در استان کهگیلویه و بویر احمد، با شلیک گلوله به سر خود دست به خودکشی زد و جانش را از دست داد. طی ۳ الی ۴ سال اخیر در شهر دیشموک، حدود ۶۰ نفر که بیشترشان را زنان تشکیل میدهند به دلیل فقر و مشکلات عمده دیگر، اقدام به خودکشی کرده اند و ۳۵ نفر از آنان جان خود را از دست داده اند. سهم نوجوانان ایرانی از خودکشیهای سالانه از سوی سازمان پزشکی قانونی بیش از ۷ درصد اعلام شده است.


دوشنبه ۲۷ بهمن ۹۹:

بهنام محجوبی، متولد ۱۳۶۶ و از معترضان دراویش گنابادی است. او در سه سال پیش در حمله وحشیانه به تجمع دراویش گنابادی در گلستان هفتم، بازداشت و پس از مدت کوتاهی با وثیقه آزاد شد. او را در سال ۹۸ به ۲ سال حبس ناعادلانه محکوم کردند و در خرداد ۹۹ بازداشت شد. بهنام را از مهر ۹۹  به خاطر ابتلا به بیماری پانیک اعصاب به روان پزشکی امین آباد منتقل کردند. نیمه شب ۲۵ بهمن، حال او خراب میشود و او را به درمانگاه میبرند و گفته شده دکتر حضور نداشته و داروهایی اضافه به او میدهند و او به کما میرود و شبانه او را به بیمارستان لقمان تهران منتقل میکنند. پزشک معالج بیمارستان لقمان به خانواده گفتهسطح هوشیاری بهنام ۳ بوده و تنها با دستگاه قادر به تنفس است».

طاهر حسین زاده، شهروند اهل مهاباد پس از مراجعه به شعبه ۲ دادگاه انقلاب ارومیه بازداشت و به زندان این شهر منتقل شد. طاهر حسین زاده متولد ۱۳۷۱ و متاهل است و بهعضویت در گروههای سلفیمتهم شده است.

در پی تیراندازی نیروهای نظامی در شهرستان سراوان واقع در استان سیستان و بلوچستان، یک سوختبر به نام محمد سنجری، ۱۹ ساله، فرزند دلمراد و اهل زاهدان جان خود را از دست داد.

یک شنبه ۲۶ بهمن ۹۹:

در پی شلیک مستقیم نیروهای نظامی به سوی گروهی از کولبران در مناطق مرزی نوسود در استان کرمانشاه، یک کولبر به نام سیوان شیرمحمدی از توابع  بخش شاهو زخمی شد.

یک نوجوان ۱۴ ساله به نام امیرحسین بهمنش پور در بندر کنگان، خود را حلق آویز کرد و جان خود را از دست داد.

شنبه ۲۵ بهمن ۹۹:

حکم اعدام یک زندانی به نام بهاور طنازی، ۳۷ ساله و اهل اردبیل، که پیشتر از بابت اتهام قتل به اعدام محکوم شده بود، در زندان مشگین شهر به اجرا درآمد. به گفته یک منبع مطلع؛ وی از ۵ سال پیش بازداشت و در زندان بهسر می برد.

علیرضا نبوی چاشمی زندانی سیاسی سابق و شهروند اهل شهرستان سمنان توسط مامورین وزارت اطلاعات بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. نیروهای امنیتی پس از بازداشت این شهروند، منزل پدری وی را مورد تفتیش قرار داده و گوشیهای تلفن همراه و برخی مدارک شناسایی او را ضبط و با خود برده اند.

جمعه ۲۴ بهمن ۹۹:

داود رضوی، عطا باباخانی و علی قربانیان، از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، طی ابلاغیهای به پلیس امنیت تهران احضار شدند. در این احضاریه از این شهروندان خواسته شده که روز شنبه ۲۵ بهمن، جهت رسیدگی به اتهامات مطروحه در پلیس امنیت حاضر شوند.

عفو بینالملل طی فراخوانی خواستار اقدام فوری در خصوص وضعیت زینب جلالیان، زندانی سیاسی تبعیدی در زندان یزد شد.

پنج شنبه ۲۳ بهمن ۹۹:

مامورهای امنیتی علیرضا نوری شاعر و عضو کانون نویسندگان ایران را در منزلش بازداشت و جهت تحمل حکم دو سال حبس به زندان مرکزی همدان منتقل کردند. کانون نویسندگان ایران در بیانیه خود به تهدید و پرونده سازی بر پایهی اتهامات واهی و نهایتاً صدور احکام زندان طویلالمدت برای شاعران و نویسندگان، از جمله اعضای کانون نویسندگان، رضا خندان(مهابادی)، بکتاش آبتین، کیوان باژن، گیتی پورفاضل نیز اشاره کرد و خواستار آزادی بدون قید و شرط آنان شده است.

* این گزارش توسط مادران پارک لاله ایران تهیه شده و منبع اغلب اخبار، سایت هرانا؛ خبرگزاری فعالان حقوق بشر در ایران است.*

۴ اسفند ۱۳۹۹

PAGE \* ARABIC 7

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *