کارگری خود را حلق آویز کرد. شرم بر جمهوری اسلامی

بنا به خبر منتشر شده در سایت “مدارا” روز چهارشبنه ۲۱ خرداد در میدان نفتی “یادآوران” در شهر هویزه کارگر جوانی بنام عمران روشنی مقدم به دلیل عدم پرداخت دستمزد ماهانه از جانب پیمانکار شرکت “نظم آفرینان ایمان”، خود را حلق آویز کرد و متأسفانه جان داد.
داستان این تراژدی اسفناک که نظیر آن هر روزه در ایران تکرار می‌ شود را یکی از کارگران آن شرکت چنین بازگو می‌کند :”ما سالهاست در این میدان نفتی کار می کنیم. در چند ماه گذشته پیمانکار این شرکت از ما خواست برگ سفیدی را که روی قرارداد جدید بود امضا کنیم. آن قرارداد به ضرر ما و به نفع پیمانکار تمام می شد. ما آنرا امضا نکردیم. زیرا برابر آن قرار داد بسیاری از مزایا از جمله مزایای بدی آب وهوا از ما گرفته می شد و پیمانکار اجازه داشت با کوچکترین بهانه ما را اخراج کند. فشارها برای امضا آن قرار داد هر روزه افزایش می یافت. نه فرماندار و نه مسئول اطلاعات و نه رئیس اداره کار هیچ کدام از ما حمایت نکردند تا اینکه مجبور شدیم آن قرار داد را امضا کنیم. این کارگر جوان پس از دوماه تأخیر در پرداخت این حقوق ناچیز که کفاف یک هفته زندگی را هم نمی‌کند، وقتی درخواست پانصد هزار تومان به عنوان مساعده کرده بود و گفته بود که هیچی ندارد به زن و بچه‌اش بدهد و از تأمین نان شب هم عاجز است، با جواب ” حقوق نداریم” کارفرما روبرو می‌شود. پس از آن تصمیم به خودکشی گرفت و خود را حلق اویز کرد “.
روز پنج شنبه ۲۲خرداد، تشکلهای مستقل کارگری از جمله سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه و سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه با انتشار بیانیه هایی در برابر مرگ جانگداز این کارگر جوان موضع گیری کردند. در این بیانیه ها آمده که : ” سرمایه داری برای بقای ننگین خود نه تنها سلطه و استثمار خود را حاکم کرده بلکه خون و جان کارگران را نیز می‌گیرد. در سرزمینی که روی گنج قرار گرفته، مردمانش شب با شکم گرسنه سر بر بالین می گذارند. عمران روشنی مقدم که در یکی از ثروتمند ترین شرکتهای نفتی کار میکرد به علت عدم دریافت دستمزد خود و برای شرمنده نشدن بیشتر در مقابل خانواده اش خود را بر بالای دکل “طلایی سیاه”به دار آویخت.
اما کارگران نباید از تنگ دستی در مقابل خانواده خود احساس شرمندگی کنند. این سرمایه داران و دولتهایشان هستند که باید شرمنده بشریت باشند. عامل این فقر و گرسنگی، نظام سرمایه داری است که میلیاردها نفر از توده های مردم کارگر و زحمتکش دنیا را به خاطر منافع مادی درچنان شرایطی قرار می‌دهد که عمران روشنی ها به خود کشی روی آورند. کارگری که عاشقانه و وفادارانه تلاش می کند تمام نیرو و انرژی خود را برای تأمین زندگی خانواده اش در طبق اخلاص گذارد و به فروش برساند چرا باید احساس شرمندگی کند. این تقصیر دولت و سرمایه داران طمع ورز است که به خاطر منافع مادی خود کارگران را با نومیدی و دست خالی به خانه بر می گرداند، آنها باید شرمنده باشند اما انسانیت از میان آنان رخت بر بسته است.
اولین بار نیست که نهادهای سرکوبگر و کارگر ستیز اسلامی قانون کار کذایی خود در رابطه با ممنوعیت تحمیل امضأ قرارداد با برگه سفید را نیز به نفع کارفرمایان دزد و اختلاس گر لگدمال می‌کنند. محمد حجازی مدیر عامل شرکت “نظم آفرینان ایمان”اسلامی، همپالگی امید اسدبیگی است. اگر در جریان اعتراضات کارگران نیشکر هفت تپه، ابراهیم رئیسی جلاد از اسدبیگی حمایت کرد، اینک نیز نهادهای اداری، قضایی و سرکوبگر جمهوری اسلامی در مقابل کارگران شرکت نفتی “یادآوران”،از پیمانکار سرمایه دارِ کلّاش شرکت “نظم آفرینان ایمان” حمایت و پشتیبانی کردند. پیمانکاری که در طول پنج سال گذشته با اتکا به دزدان شریک قافله در حکومت جمهوری اسلامی، مرتبأ از دستمزد کارگران کاسته و آنرا مورد دستبرد قرار داده است که یکی از نتایج آن خود کشی عمران روشنی مقدم است. این اولین بار نیست که در نظام سرمایه داری اسلامی کارگران و دیگر تهیدستان جامعه به دلیل فقر و تنگدستی و برای نجات خود اقدام به خود کشی می‌کنند. در چند روز گذشته موارد زیادی از خود کشی یا قصد خود کشی در ایران روی داده است. از جمله یک کارگر جوانی در فرود گاه خمینی که به دلیل اخراجش خود کشی کرد. در کرمانشاه یک جانباز سابق رژیم خود را به آتش کشید. زن دیگری در متروی تهران خود را به زیر قطار انداخت. دردناکتر اینکه آرمین یک کودک کار ۱۱ساله در کرمانشاه خود کشی کرد. همه این موارد نشان از تشدید وخامت اوضاع معیشتی در ایران دارد.
اما اقدام به خودکشی برای کارگران و توده های مردم زحمتکش چاره کار نیست. حاکمان دزد و فاسد رِژیم اسلامی و صاحبان و کارفرمایان انگل و استثمارگر نیروی کار، با خودکشی کارگران دست از بهره کشی و تهی کردن سفره کارگران بر نخواهند داشت. جامعه عظیم چهل میلیونی کارگران ایران خود بزرگترین و پرقدرت ترین نیروی اجتماعی هستند که می‌توانند با تشکل و سازماندهی طبقاتی، خود را از زندگی فلاکتباری که حاکمان اسلامی سرمایه به آنان تحمیل کرده اند، نجات دهند. طبقه کارگر چنانچه متشکل شود آن نیرویی است که با ایفای نقش می‌تواند دیگر جنبشهای اجتماعی را نیز برای نبردی سرنوشت ساز علیه رژیم جنایتکار و خونخوار جمهوری اسلامی و دیگر سرمایه داران ستمگر و طفیلی که از استثمار نیروی کار کارگران ارتزاق می‌کنند و زندگی کارگران و زحمتکشان را به چنین روز سیاهی نشانده اند، آماده سازد. این نیروی عظیم اجتماعی چنانچه از پراکندگی خارج گردد و متحد و متشکل شود نهادهای سرکوب دولت اسلامی نمی‌توانند در مقابل آن مقاومت نماید. دم دستگاههای سرکوب رژیم تنها در شرایط پراکندگی و عدم انسجام کارگران و توده های مردم زحمتکش می‌توانند به توحش و استثمار سرمایه تداوم بخشند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *