گزارش برگزاری پلنوم ششم کمیته مرکزی کومه له، منتخب کنگره ۱۷ بخش سوم

اوضاع سوریه و موقعیت جنبش روژآوا بخشی دیگر از مباحث پلنوم کمیته مرکزی کومه له بود، که در چهارچوب گزارش سیاسی کمیته رهبری مورد بررسی قرار گرفت.

سرانجام دولت ترکیه در ادامه اشغال کانتون عفرین، در یک تبانی بین قدرتهای امپریالیستی و  ارتجاعی منطقه ،بخش دیگری از توطئه خود بر علیه جنبش حق طلبانه مردم کردستان سوریه را عملی ساخت. آمریکا ،روسیه و دولت های اروپائی عضو پیمان ناتو،در هماهنگی بادولتهایبشار اسد، جمهوری اسلامی،هر کدام بنا به مصالح خاص خود، با دولت ترکیه بر سر اشغال مناطقی از کردستان سوریه تحت عنوان ایجاد “منطقه امن” به توافق رسیدند. نیروهای مدافع خلق در یک نبرد نابرابر با یکی از مجهز ترین ارتش های پیمان امپریالیستی ناتو، باوجود مقاومتی قهرمانانه، ناچار از بخشی از مناطق در نوار مرزی عقب نشینی کردند.اشغال این مناطق بوسیله ارتش ترکیه و گروههای اسلامی مزدور آن، با بکارگیری مخربترین سلاحها، به قیمت آواره شدن صدها هزار نفر و کشتار صدها نفر از مردم مناطق اشغالی عملی گردید. جنبش روژآوا اگر چه اکنونبخشی از مناطق تحت کنترل خود را از دست داده است، اما علیرغم دشواریهائی که بوجود آمده است دستاوردهایی دارد که با تهاجم و اشغال نظامی قابل بازپس گیری نیستند، بعلاوه دشمنان این مردم در جبهه های دیگری تحت فشار قرار گرفته اند و کل موجودیتشان زیر سئوال رفته است.

دولتهای ترکیه و سوریه که از جمله دشمنان قسم خورده آزادی و حق تعیین سرنوشت مردم کرد هستند، امروز در موقعیتی ضعیف تر از همیشه قرار دارند.

دولت بشار اسد اگر چه در این مقطع به مثابه دولت رسمی سوریه پذیرفته شده است، اما در فردای پایان یافتن جنگها و خونریزیها بار دیگر  با فوران خشم مردم به جان آمده این کشور روبرو خواهد شد. جنبش توده ای این بار با کسب تجربه از ناکامی گذشته از نو پا خواهد گرفت. مردم بلاکشیده این کشور انتقام فجایع سالهای اخیر را از وی و از کل هیئت حاکمه اش خواهند گرفت و جنبش روژآوا با تجارب ارزنده اش می تواند بخش سرنوشت سازی از روند سرنگونی این رژیم باشد.

دولت اردوغان از درون پوسیده است و در مقابل بحرانهای سیاسی و  اقتصادی که به تدریج آشکار می شوند، روز به روز آسیب پذیر تر می شود. اگر سیاست دولت بشار اسد در  رابطه با جنبش روژآوا  موذیانه و فریبکارانه است، سیاست اردوغان ماجراجویانه است و عکس العملی در مقابل ناکامی های تاکنونی ویاست. رویای جاه طلبانه اردوغان برای “احیای خلافت عثمانی”، چون حبابی ترکید. پشتیبانی ازجریانات اسلامی چون داعش که به نیابت از ترکیه و عربستان سعودی در سوریه می جنگیدند ، شکست این گروهها و رسوائی جهانی برای اردوغان به دنبال داشت. مانورهای دیپلماتیک بین روسیه و آمریکا، جز زیانهای اقتصادی و تحقیر سیاسی نتیجه دیگری به دنبال نداشت. استفاده از کارت پناهندگان نیز نتوانست در سیاست دولتهای اروپائی برای ورودش به اتحادیه اروپا تغییری ایجاد نماید. بحران اقتصادی ترکیه شدیدتر و عمیقتر شد. انتخابات شهرداریها در شهرهای بزرگ ،نشان دادکه افکار عمومی نیز روز به روز بیشتر از وی رویگردان می شود، کار به جائی رسید که در نتیجه این سیاستها حزب وی نیز دو شقه شد و بە تازگی حزب جدیدی از درون حزب “اک پارتی” توسط یاران سابق اردوغان اعلام موجودیت نمود کە سیاست های نامبردە را با چالش روبرو خواهد ساخت .  ماجراجوئی نظامی و اشغال بخشی از خاک سوریه، از جمله تلاشهائی است برای پوشاندن این ناکامی ها و عقب انداختن نتایج محتومی که علیه حاکمیت اردوغان و حزب او به دنبال دارند.

جنبش روژآوا نه فقط یک حرکت نظامی بلکه یک جنبش مدنی مترقی نیرومندی است که در آن نسلی از انسانهای آبدیده در کوران مبارزه ای اجتماعی پرورده شده اند. آنها بدون شک توان آنرا دارند که حتی از آنچه که تاکنون در شیوه های اداره امورخود و در تعیین سرنوشت خویش بدست آورده اند به مراتب فراتر بروند و محدودیتها و اشکالات دوره اخیر را هم پشت سر بگذارند. در تجربه خود مدیریتی کردستان سوریه به همت زنان و مردان آزاده ، قوانینی در زمینه برابری زنان و مردان و دخالت مستقیم آنان در اداره جامعه، برابری حقوقی افراد متعلق به مذاهب و ملیت های مختلف، تأمین آزادی های سیاسی، جاری شده اند که هنوز هم می توانند برای جنبش های اعتراضی و حق طلبانه در خاورمیانه الهام بخش باشند.اکنون زمان آن است که این دستاوردها تعمیق و گسترش پیدا کنند. نباید گذاشت تحت فشارها و مخاطراتی که این جنبش را تهدید می کند مشارکت و دخالت مستقیم توده ها در اداره امور جامعه و تعیین سرنوشت سیاسی خودشان کمرنگ شود. باید مشارکت مستقیم توده های کارگر و مردم زحمتکش در اداره امور جامعه را نهادینه کرد و از این طریق با خطر رشد روش های غیر دمکراتیک و فساد اداری و مالی مقابله کرد. در زمینه اقتصادی لازم  است که رفاه و آسایش توده های مردم در مرکز توجه برنامه های اقتصادی قرار گیرد و چنین امری نمی تواند سمت گیری ضد سرمایه داری نداشته باشد.  تنها در این صورت است که توده های رنجدیده ساختار سیاسی و اداری حاکم را از خود می دانند، به دستاوردهایشان بیشتر دل می بندند و توان مقابله با مخاطرات خارجی را پیدا می کنند.

ادامە دارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *