یاد کارگران جانباخته مجتمع مس خاتون آباد گرامیست..

عــــــزیز آجیکند

چهارم بهمن هر سال، یادآور یکی از روزهای خونین برای طبقه کارگر ایران است.

شانزدە سال پیش در چنین روزی و درچهارم بهمن ١٣٨٢ بیش از٢٠٠ تن ازکارگران خاتون آباد دراعتراض به اخراج سازی بخشی ازکارگران معدن مس، درجلوی فرمانداری شهرک بابک گرد آمدند. آنان خواست بازگشت به کار اخراج شد گان را داشتند. خانواده های کارگران و بخشی ازاهالی محل، با کارگران اظهارهمدردی کرده وهمراه کارگران معترض بودند. بنابرفرمان مسئولان انتظامی، نیروهای امنیتی و مزدوران حکومتی، کارگران را از زمین و هوا به گلوله بستند. دراین روز دهها تن زخمی وچهار کارگر به نامهای مؤمنی، مهدوی، ریاحی و جاویدی و یک دانش آموز بنام پورامینی جان خود را از دست دادند.

کشتار کارگران در خاتون آباد در ۴ بهمن ۱۳۸۲ در زمانی روی داد که اصلاح طلبان حکومتی در قدرت بودند، در روزهایی که خاتمی و طرفدارانش ، کروبی ها و موسوی ها بر طبل دفاع از حقوق مدنی می کوبیدند. آنان ابتدا در مقابل فشار نهادهای کارگری در داخل و خارج کشور قول دادند که این رویداد را پیگیری و عاملین و آمرین کشتار کارگران را معرفی خواهند کرد، اما مانند بسیاری از موارد دیگر هیچگاه به وعده خود عمل نکردند. اصلاح طلبان حکومتی پیگیری این واقعه را به دست فراموشی سپردند و در مقابل، نقشه های ضدکارگری دیگر خود را دنبال کردند.

آنچە گذشت …

به خون کشیدن مبارزات کارگران مجتمع مس خاتون آباد شهر بابک در روز چهارم بهمن ماە  ، در واقع در روز ۱۵ دیماه سال ۱۳۸۲ آغاز شدە بود. در آن زمان مدیریت معدن ذوب مس واقع در روستای خاتون آباد شهر بابک به بهانه پایان یافتن کار ساختمانی این مجتمع،۲۰۰ نفر از کارگران را اخراج کرد. روز پانزدهم دیماه ۲۰۰ نفر از کارگران این مجتمع با اطلاع از تصمیم مدیریت و در اعتراض به اخراج خود دست از کار کشیدند و یک تجمع اعتراضی برپا کردند. در برابر اعتراض کارگران مسئولین شرکت به آنان قول بازگشت به کار دادند و با این وعده، کارگران به اجتماع خود پایان دادند، اما با گذشت دو هفته هیچ نشانه ای از اجرای وعده کارفرمایان دیده نشد. کارگران در روز ۲۸ دیماه یکبار دیگر دست به تجمع زدند و این بار همراه خانواده هایشان در محل خاتون آباد جاده منتهی به مجتمع را مسدود کردند. مسئولین شرکت همچنان به خواست های کارگران بی اعتنایی می کردند. صبح روز جمعه سوم بهمن ماه نیروهاى حکومتى و از جمله خودروها و هلیکوپترهاى یگان ویژه نیروى انتظامى از زمین و هوا به کارگران متحصن و خانوادهایشان حمله ور شدند و دهها نفر را به شدت مضروب کردند و یکی از کارگران در همین روز در نتیجه تیراندازی نیروهای رژیم جان خود را از دست داد. اعتراض کارگران و خانواده هایشان روز بعد در داخل شهربابک ادامه یافت و کارگران در مقابل ساختمان فرمانداری این شهر دست به تجمع و تظاهرات زدند. نیروهای رژیم به دستور فرماندار شهر مستقیما بر روی کارگران معترض آتش گشودند و در جریان آن نیز چهارتن از کارگران به نام های”ریاحی، جاویدی، مهدوی، مومنی و یک دانش آموز به نام پورامینی جان باختند و بیش از ۳۰۰ نفر زخمی شدند. کارگران معترض مورد پشتیبانی اکثریت مردم شهربابک قرار گرفتند و شهر به تعطیل کشیده شد. اگرچه سبعیت افراد و مقامات محلی رژیم که مستقیما از مرکز برای سرکوب کارگران دستور می گرفتند سرانجام این حرکت کارگری را سرکوب کرد اما واقعه خاتون آباد موجب گسترش نفرت عمومی از دولت خاتمی و اصلاح طلبان حکومتی شد که با وعده اصلاحات در زندگی مردم بر سر کار آمده بود.

مبارزە و تجمعهای پی در پی کارگران معترض ذوب مس در خاتون آباد ، اعتراض به بیکاری و درخواست کار و شغل بود.

به گلوله بستن اجتماع آنان کە به فقر و بیکاری معترض بودند، قبل از هر چیز اعلام رسمی و علنی ضدیت حکومت اسلامی با طبقه کارگر و در عین حال نشانه وحشت و استیصالش در مقابل جنبش اعتراضی رو به اوج کارگران را میتوان ارزیابی کرد. سرکوب مبارزه کارگری، دستگیری، شکنجه، و اعدام فعالین و رهبران کارگران یک بند ثابت شناسنامه حکومت اسلامی در بیشتر از چهار دهەی گذشتە بوده است . این بار اول هم نبود که رژیم اسلامی به کارگران شلیک میکرد. اما چنین شیوەای از اعمال توحش علیه کارگران خاتون آباد در واقع انعکاس و بیانگر وضعیتی بود که مشخصات آنرا میبایستی در اوضاع سیاسی ایران در آنزمان و موقعیت  طبقه کارگر و چشم انداز تحرک آنان در عرصە فعالییتشان بر علیە سرمایەداران و دولت حامیشان جستجو کرد.

هدف جمهوری اسلامی از این سرکوب خونین ارعاب طبقه کارگر و جنبش انقلابی برای سرنگونی رژیم بود، تلاشی عبث برای زهر چشم گرفتن از دیگر بخش های طبقه کارگر به منظور مانع ایجاد کردن بر سر راه اعتراضات و اعتصابات سهمیگینی که آنرا در چشم انداز خود میدید. اما دلیل چنین جسارتی فقط استفاده از فرصت و موقعییتی بود کە جنبش کارگری در آن  قرار داشت، یعنی عدم وجود تشکلهای قدرتمند کارگران. با اینحال این سیاست کثیف ارعاب و قربانی گرفتن، خیلی وقت بودکه در جامعه ایران کارآرائی نداشت.

در همین مورد نیز تاکنون شکست قطعی این سیاست ارعاب بر همگان آشکار شده است. برخلاف آنچه که هدف این تهاجم بود، فاز جدیدی از مقاومت و مبارزه کارگران در اشکال کاملا جدیدی از تحرک و اعتراض و همبستگی کارگری علیه جنایت خاتون آباد در گوشە و کنار ایران شکل گرفت و تا بە امـــروز نیز  در اشکال مختلف ادامە داشتە است.

کشتار هر مطالبه، هر اعتراض و هر مقاومتی کە از طرف کارگران شکل میگیرد، رسم سرشتی سرمایەدارن و دولتهای حامیشان میباشد . تجربە نشان دادە است کە نظام بردگی مزدی فقط هنگامی از حمام خون توده های کارگر باز می ایستد که یا نتواند و یا سلاح های کارسازدیگری برای مهار مبارزات و خیزش های توده های کارگر در اختیار داشته باشد.سرمایه همیشه از این سلاح سود جسته است. تفنگ، چوبه دار، میدان تیرباران، سنگسار، قصاص، سیاهچال، شکنجه، شلاق ، ، تازیانه های کشنده تن فروشی ناشی از فقر، راه انداختن جنگ های بشرستیز، حمام خون هر تظاهرات خیابانی، ایجاد گورستان های بی نشان بیابانی، کارتون خوابی، کشتن کولبران، تازیانه توحش حجاب، این هاست سلاح قدرت سرمایه در دوزخ گند و خون سرمایه داری اسلامی ایران و این هاست که حیات بردگی مزدی اسلامی به شلیک بی امان آن ها، به قلب ده ها میلیون کارگر و افراد خانواده های آنان گره خورده است.

سرمایه داری ایران تاریخاً قتل عام بی امان هر نفس اعتراضی توده های کارگر را ممد حیات خود قرار داده است و کشتار چهارم بهمن کارگران خاتون آباد نیز لحظەای از همین قتل عام ها بود. توده های کارگر در اینجا خواستار بهبود شرائط کار خود، خواستار تغییر شرائطی بودند که از درون آن هر ماه چندتا چندتا کشتار می شدند و فوج فوج کودکان آن ها کارتون خواب و گرسنه و کالای تجاری سوداگران مرگ می شدند.

کشتار ۴ بهمن سال ١٣٨٢ کشتاری بود که سرمایه راه انداخت تا موج خیزش کارگران برای سازمانیابی ضد سرمایه داری جنبش خویش را در همان نقطه شروع درهم کوبد. یاد آن روز باید زنگ تلاش راسخ تر و جنگ متحدتر ما برای تدارک هر چه گسترده تر این سازمانیابی در گوش تمامی توده های طبقه کارگرباشد.

چهارم بهمن تنها یک روز برای همدردی با کارگران شهر بابک نیست بلکە چهارم بهمن یورش به کارگران برای استثمار بیشتر و بهره کشی بیشتر از آنان  در طول حیات این رژیم ضد کارگری چە در گذشتە و چە در حال می باشد.

ماباگرامی داشت این وقایع تلخ با تلاش برای ایجاد تشکلهای مستقل کارگری و افشای ماهیت ضد انسانی سرمایه داری و دولت جمهوری اسلامی  در جهت رسیدن به خواستها ومطالبات انسانی طبقە کارگر به مبارزه خود ادامه خواهیم داد.

زنـــدە  و گرامیست یاد جانباختگان خاتون آباد

مـــرگ بر نظام جمهوری اسلامی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *