سخنی به مناسبت سالگرد انقلاب کارگری ۱۹۱۷ روسیه

امروز شنبه ۷ نوامبر برابر با ۱۷ آبان سالگرد انقلاب کارگری روسیه است. ۱۰۳ سال پیش در چنین روزی درحالی که جنگ جهانی اول که از طرف قدرت های امپریالیستی رقیب، بر سر تجدید تقسیم جهان برپا شده بود و بشریت را با بربریت نوینی مواجه کرده بود، طبقه کارگر و توده های مردم زحمتکش در روسیه تحت رهبری و سازماندهی حزب بلشویک درادامه نزدیک به دو دهه مبارزات سخت و خونین نه فقط استبداد تزاری، بلکه دستگاه دولتی و سیاسی سرمایه داری حاکم را به زیر کشیدند و حاکمیت کارگران واقشار مردم رنجدیده و تحت ستم را در روسیه مستقر ساختند.

انقلاب در روسیه در دو مرحله به سرانجام رسید. نخست در ماه فوریه ۱۹۱۷  پس از یک‌سری اعتصابات، تظاهرات و درگیری‌ها، نیکولای دوم، آخرین تزار روسیه از سلطنت خلع شد و یک دولت موقت زیر نظر گئورگی لووف و الکساندرکرنسکی . اکثر اعضای دولت موقت، از شاخه منشویک حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه بودند. اما حکومت موقت عملا نتوانست قدرت یگانه خود را در جامعه روسیه مستقر کند. در نتیجه توازن قوائی که به وجود آمده بود، حکومتی دوگانه در روسیه شکل گرفت. از یک سو دولت موقت که از بالا حکومت می کرد و از سوی دیگر شوراها که اداره جامعه از پائین در دست داشتند. در ماه آوریل همان سال “ولادمیر لنین” رهبر حزب بلشویک از تبعید به روسیه باز گشت. بلشویک ها به رهبری لنین شعارهای صلح فوری، همه قدرت به دست شوراها، کنترل کارگری بر مراکز کار را مطرح کردند و اعلام کردند که ” زمین از آن کسی است که روی آن کار می کند”. دولت موقت به مخالفت با این شعارها برخاسته بود. اما این شعارها به تدریج همه گیر شدند. شهرهای سن پترزبورگ و مسکو به کانونهای گرم انقلاب تبدیل شدند و همزمان در روستاها نیز زمین از کنترل زمینداران بزرگ خارج می شد و دهقانان آنرا در بین خود تقسیم می کردند. بدین ترتیب زمینه های اجتماعی برای انقلابی دیگر و تصرف قدرت سیاسی توسط طبقه کارگر به رهبری حزب بلشویک فراهم می شد. لنین پس از بازگشت از تبعید بلافاصله پلاتفرم حزب بلشویک را برای مرحله دوم انقلاب روسیه که معتبر ترین سند تحول انقلابی در قرن بیستم است، تحت عنوان ” تزهای آوریل”، منتشر نمود.

روز ۶ نوامبر و در آستانه گشایش کنگره دوم شوراها، به پیشنهاد لنین قیام کارگران و سربازان و ناویان برای سرنگون کردن دولت موقت و انتقال تمام قدرت به شوراها آغاز شد. در پاسخ به فراخوان حزب بلشویک برای قیام، ادارات دولتی و کاخ زمستانی محل استقرار دولت موقت محاصره شد. فردای آن روز یعنی روز ۷ نوامبر، در روزی چون امروز، کاخ زمستانی سقوط کرد، دولت موقت سرنگون و کرنسکی فراری شد. همان شب کنگره دوم شوراها برگزار شد که بیش از ۴۰۰ نماینده در آن شرکت داشتند. ساعت ۱۰ صبح پیام کنگره خطاب به شهروندان روسیه پخش شد: در این پیام آمده بود: «دولت موقت سرنگون شد. شوراها حاکمیت دولتی را در دست گرفته اند. زنده باد انقلابِ کارگران، سربازان، دهقانان». روز هفتم نوامبر سال ۱۹۱۷ ( به تقویم روسی ۲۵ اکتبر)، به عنوان روز پیروزی انقلاب کارگری در روسیه در تاریخ ثبت شد. انقلابی که وقوع آن و تحولات متعاقب آن مسیر تاریخ قرن بیستم را رقم زد.

انقلاب اکتبر، انقلاب اردوی استثمارشدگان علیه نظام بردگی مزدی سرمایه داری، انقلاب بخشی از طبقه کارگر جهانی بود که چرخ های تولید جامعه انسانی بدست توانای او به گردش در آمده، و در عین حال همه محنت ها و ناملایمات بر دوش او سنگینی می کرد.

انقلاب ۱۹۱۷ روسیه برای دومین بار در تاریخ و پس از کمون پاریس در سال ۱۸۷۱، به عنوان نخستین انقلاب کارگری با شعار “همه قدرت در دست شوراها” طبقه کارگر این کشور را در راس و در متن قدرت سیاسی قرار داد. حکومت شوراها، فورا مالکیت خصوصی بر زمین را لغو کرد و زمین های مالکین و دولت و کلیسا را به مالکیت عمومی در آورد و در اختیار همه زحمتکشان قرار داد. حاکمیت شورایی کارگران به فوریت برابری کامل حقوق زنان و مردان را در همه عرصه های اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی به صورت قانون در آورد، مذهب را به طور کامل از دولت جدا و دست کلیسا را از امور دولتی و از جمله دخالت در آموزش و پرورش کوتاه کرد. انقلاب کارگری حق تعیین سرنوشت ملل را در روسیه تحقق بخشید.

این انقلاب ضربه ای جدی به نظام جهانی سرمایه داری وارد آورد، از یک طرف کینه و نفرت همه سرمایه داران و دولت هایشان و شدیدترین واکنش خصمانه آنان را برانگیخت و از طرف دیگر امواج نیرومند آزادیخواهی و عدالت طلبی را در سرتاسر کره زمین به حرکت در آورد. تاثیرات انقلاب کارگری ۱۹۱۷ روسیه در دنیا به قدری بود که بورژوازی غرب از ترس تکرار این انقلاب، به رفرم هایی چون معمول کردن حق رای همگانی برای همه شهروندان منجمله زنان، رایگان اعلام کردن آموزش و پرورش برای همه کودکان، تصویب حق بیمه و بازنشستگی برای سالمندان و کاهش ساعت کار روزانه به ۸ ساعت تن در داد.انقلاب کارگری روسیه تاثیر عمیقی بر مبارزات رهایی بخش مردم تحت ستم داشت و خود سند زنده ای بود بر این که طبقه کارگر هیچ گونه منافعی در بقای هیچ شکلی از اشکال ستم و نابرابری ندارد و پیگیرترین پیشرو راه رهایی از کلیه ستم ها و نابرابری ها است. در سال ۱۹۲۲ اتحاد جماهیر شوروی از به هم پیوستن داوطلبانه ملیتهای غیر روس تشکیل شد. در نتیجه چنین دستآوردهائی است همه تاریخ نویسانی که وجدان و قلم خود را به نظام سرمایه داری نفروخته اند، اذعان می کنند که انقلاب کارگری در روسیه بزرگترین نقطه عطف همه تاریخ بشر است. هیچ گوشه از جهان نیست که به نوعی تحت تاثیر این رویداد عظیم اجتماعی و سیاسی قرار نگرفته باشد.

حکومت کارگری روسیه، به همت ملیونها انسانی که تا دیروز تحقیر شده و پایمال شده، به مثابه بردگان سرمایه از گرده شان کار کشیده می شد، امید به رهائی را در دل صدها ملیون انسان کارگر و مردم محروم و ستمدیده در سراسر جهان زنده کرده بود. این پیروزی اولیه، که سوسیالیسم علمی چراغ راهنمای آن بود ، با فداکاری و جانبازیهای بی نظیر در تاریخ، میسر شد. حکومت کارگری  در دوره های بعد هر سرنوشتی پیدا کرد، تا همین جا نقطه عطفی در تاریخ بشر بود.

هم پیروزی و هم پروسه شکست انقلاب کارگری در روسیه حاوی درسهای ارزنده ای است که می تواند مسیر مبارزات طبقاتی و انقلابی کارگران در ایران و جهان را در تمام عرصه های مبارزه بر علیه بربریت حاکم بر بشریت امروز، تداوم بخشیده و با اتکاء به نیروی آگاهی و تشکل ، راه رسیدن به سوسیالیسم را هموار و کوتاه تر سازد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *